آخرین اخبار

کانال تلگرام

telegram2
خانه / اخبار ویژه / نمازجمعه ۹ آذر صادقیه تهران

نمازجمعه ۹ آذر صادقیه تهران

ارسال شده توسط رویال از تهران

به گزارش سنی دیلی، خطبه هفتصدونودمین(۷۹۰) نمازجمعه صادقیه تهران، بتاریخ(۹) آذر ۱۳۹۷ برگزار گردید. موضوع این خطبه :برخی از آثار شوم گناهان

در قرآن کریم و احادیث وسخنان بزرگان کم از آثار قبیح و زشت گناهان صحبت نشده است . گناهان باعث شد خیلی از اقوام ریشه کن شوند که در داستانهای قرآن مفصل از این اقوام صحبت شده است که خداوند قوم نوح را بخاطر گناهانشان به وسیله ی طوفان غرق نمود. قوم عاد را از ریشه برکند .و بانگ مرگبار «ثمود» را بخاطر گناهانشان فرو گرفت و در سراى خود از پاى در آمدند و خداوند شهر و دیار قوم «لوط» را بر رویشان زیر و زبر کرد، و سنگ پاره هایی از جنس سنگ گِلهای لایه لایه، بر آنان فرو ریخت. سنگ هایی] که نزد پروردگارت نشانه دار بود و بعد از آنان اهل «مدین» را نیز بانگ مرگبار در گرفت پس در سرایشان از پاى در آمدند و بعد از آنان الله متعال فرعون و تمام همراهانش را بخاطر گناهانشان در دریای نیل غرق نمود.خداوند به دنبال اخبار این اقوام و سرانجام آنان خطاب به پیامبر خود خاتم الانبیاء – صلى الله علیه وسلم – می فرماید ذَلِکَ مِنْ أَنبَاءِ الْقُرَى نَقُصُّهُ عَلَیْکَ این [برخى] از اخبار شهرهاست که آن را بر تو مى خوانیم، مِنْهَا قَائِمٌ برخى از آنها باقى است وَحَصِیدٌ (۱۰۰) و برخى [دیگر] از بن برکنده شده است وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ و ما بر آنان ستم نکردیم وَلَکِن ظَلَمُوا أَنفُسَهُمْ بلکه خود بر خویشتن ستم کردند فَمَا أَغْنَتْ عَنْهُمْ آلِهَتُهُمُ الَّتِی یَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مِن شَیْءٍ لَّمَّا جَاءَ أَمْرُ رَبِّکَ پس آن معبودانشان که [آنان] به جاى خداوند [به نیایش] مى خواندند- وقتى که فرمان پروردگارت در رسید- چیزى را از آنان دفع نکردند وَمَا زَادُوهُمْ غَیْرَ تَتْبِیبٍ (۱۰۱) و بر آنان جز نابودى [چیزى] نیفزودند وَکَذَلِکَ أَخْذُ رَبِّکَ و گرفتار ساختن پروردگارت چنین است إِذَا أَخَذَ الْقُرَى وَهِیَ ظَالِمَهٌ که چون شهرهایى را که [مردمانش] ستمگر باشند. فرو گیرد. إِنَّ أَخْذَهُ أَلِیمٌ شَدِیدٌ [هود/۱۰۰ – ۱۰۲] آرى گرفتار ساختنش دردناک [و] سخت است.
اما علما برای گناهان آثار شومی دیگر هم گفته اند که بسیار مفصل است که برخی از آنها را در این خطبه خدمتتان عرض می کنیم:
۱) بعضی از آثار زشت گناهان محرومیت انسان ازعلم و دانش است: زیرا علم نوری است که خداوند آن را بر دل بندگانش می افکند، و گناه و معصیت موجب خاموشی آن نور است.هنگامی که امام شافعی نزد امام مالک نشسته و به تعلم می پرداخت، امام مالک از هوش سرشار و ذکاوت بالای امام شافعی به شگفت افتاد و گفت: می بینیم که خداوند در قلب شما نوری افکنده آن را با ظلمت گناه و معصیت خاموش نسازید.شافعی رحمه الله گفت://شکوت إلی وکیع سوء حفظی … فأرشدنی إلی ترک المعاصی//وقال: أعلم بأن العلم فضل … وفضل الله لا یؤتی لعاصی//شکایت بدحفظی خود را نزد استاد وکیع بردم و او مرا به ترک گناهان راهنمایی کرد و گفت: بدان که علم فضل و نور است و فضل و نور خداوند، داخل قلب گناهکار نمی گردد.
۲)یکی دیگر از آثار شوم گناهان محرومیت از روزی است:همانگونه که تقوای پروردگار سبب جلب روزی است، ترک آن نیز باعث فقر و تنگدستی است و هیچ چیزی به اندازه ی ترک معاصی در جلب روزی مؤثر نیست.
۳)یکی از آثار شوم معصیت، وحشت و تنهایی است که انسان گناهکار در قلب خود، میان خود و پروردگارش احساس می نماید: که قطعاً با هیچ لذتی روبرو نخواهد شد و اگر تمام لذایذ دنیا بر او جمع شوند، آن وحشت و فاصله میان بنده و پروردگار را جبران نخواهد نمود.مردی نزد یکی از مردان عارف از وحشت و تنهایی که در قلب خود احساس می کرد، شکایت کرد. مرد عارف به او گفت: هر گاه گناهان تو را به وحشت اندازد از آن درگذر و با پروردگار خود انس و الفت گیر.هیچ چیزی به اندازه ی تحمل وحشت گناه برای قلب سخت و رنج آور نیست «فالله المستعان».
۴)یکی دیگر از پیامدهای گناهان، وحشت و تنهایی است که میان انسان و مردم و به ویژه نیکوکاران، روی می دهد: در نتیجه از برکت و بهره گیری از هم نشینی با صالحان بی نصیب می ماند و هر اندازه که از حزب رحمان فاصله گیرد، به حزب شیطان نزدیک می شود و در اثر تقویت و استحکام این وحشت و تنهایی، انسان عاصی به جایی می رسد که میان او همسرش و میان او و فرزندانش و همچنین میان او و خویشاوندانش، حتی در درون خودش، وحشت و جدایی روی می دهد. یکی از مردان سلف گفته است: «وقتی که من دست به گناه و عصیان می زنم عواقب و پیامد آن را در برخورد با الاغ سواریم و همسرم می یابم.»
۵)یکی دیگر از پیامدهای گناه و معصیت گره خوردن در کارهای گناهکار است: به این معنا که به هر کاری روی می آورد آن را پیچیده یا مشکل می یابد، در حالی که درکارها به روی انسان پرهیزگار و متقی باز و انجام آنها آسان می گردد.
۶) یکی دیگر از پیامدهای گناهان، تاریکی دل است : زیرا که طاعت، نور است و معصیت، تاریکی و هر اندازه تاریکی شدت یابد سرگردانی و حیرت انسان افزون گردد، تا آنجا که ناخواسته و بدون اینکه خود احساس نماید در گمراهیها و امور مهلکه خواهد افتاد، همچون نابینایی که در تاریکی شب بیرون آید و به تنهایی راه برود و این ظلمت و تاریکی چنان شدت می یابد که در چشم ظاهر می گردد و سپس در صورت نمایان می شود و به سیاهی تبدیل می گردد و هر کسی آن را می بیند.عبدالله بن عباس – رضی الله عنهما – می گوید:«هر کار نیکی موجب روشنی سیما، نوردل، وسعت روزی، نیروی بدن و محبت در دل مخلوقات است و برعکس هر گناهی، باعث سیاهی سیما، تاریکی دل، سستی بدن، نقصان روزی و تنفر دلهای مخلوقات می گردد.»
۷) یکی از پیامدهای دیگر گناه این است که باعث سستی و خمودگی قلب و بدن می گردد: سستی و خمودگی آن نسبت به قلب روشن است و پیوسته به وهن و سستی فرود می آید تا به کلی حیات و ادراک از آن برطرف می گردد.و اما سستی و خمودگی گناه نسبت به بدن به این صورت است که نیروی انسان در قلب او است و هر اندازه قلب او قوی گردد، بدن او نیز قوی خواهد شد ولی انسان فاجر و عاصی هر چند به ظاهر قوی هیکل باشد، در وقت ضرورت و نیاز ضعیف ترین فرد می باشد و آن قوت ظاهری بدن، بدون نیروی ایمان قلبی، در نیازمندترین موقع به نفس خود خیانت خواهد کرد .. در قوت جسمانی فارس و روم بنگر که چگونه اهل ایمان با نیروی قلبی و بدنی آنان را مغلوب و بر آنان پیروز شدند به خاطر اینکه دلهای آنان فاقد نیروی ایمان بود.
۸)از جمله عواقب دیگر گناه و معصیت، محروم ماندن انسان گناهکار از طاعت و عبادت است: یعنی گناه ، گناهکار را از عبادت باز می دارد و راه طاعت عبادت را بر او می بندد.چنین فردی همانند بیماری است که با خوردن یک نوع غذا موجب شدت بیماری خود می گردد. و از خوردن غذاهای لذیذتر و بهتر باز می ماند.
۹)از جمله عواقب دیگر گناهان، کاستی و بی برکتی عمر گناهکار است: همانطور که نیکی موجب ازدیاد عمر می شود، بدی موجب کوتاهی عمر بدکار می گردد.علما در این موضوع اختلاف دارند:گروهی می گویند: نقصان عمر گناهکار عبارت است از بی برکتی و کاستی در عمر. گروه دیگر می گویند: به واقع همان طور که روزی گناهکار کاسته می شود عمر او هم کاسته خواهد شد. خداوند متعال در رابطه با برکت در روزی اسباب زیادی را قرار داده است که رزق و روزی بدان اسباب بیشتر و زیادتر می گردد و همچنین در رابطه بابرکت عمر اسبابی را قرار داده که عمر انسان به وسیله ی آن اسباب نقصان و کاهش می یابد.می گویند: نقصان عمر به وسیله ی اسباب حاصل می شود ولی هیچ مانعی در ازدیاد عمر به وسیله ی اسباب نیست. رزق و اجل، سعادت و شقاوت، صحت و بیماری و فقر و توانگری هر چند در حیطه ی قضا و قدر پروردگار هستند ولی برحسب مشیت الهی قضای او بر این جاری است که بعضی اسباب را موجب مسببات قرار دهد.و گروه دیگری می گویند: تأثیر گناهان بر کاستی و بی برکتی عمر به این صورت است که حیات در حقیقت از آن قلب است و به همین دلیل است که خداوند متعال کافر را مرده و بی جان قرار داده است و می فرماید: { أَمْوَاتٌ غَیْرُ أَحْیَاءٍ [النحل/۲۱] «مردگان بی جانند».لذا حیات در حقیقت همان حیات قلب است و عمر انسان عبارت از مدت زمان حیات او است. یعنی عمر انسان جز اوقات زندگی او با خدا نیست و فقط آن ساعات عمر او است. بنابراین نیکی، تقوا و طاعت که اوقات واقعی عمر او است افزایش می یابند و جز این عمر، به حساب نمی آید.خلاصه: هنگامی که انسان از اطاعت پروردگار اعراض، و به معصیت و گناه اشتغال ورزد روزهای حقیقی عمر او تباه می گردند و عین این تباهی را در روزی که می گوید:{یَا لَیْتَنِی قَدَّمْتُ لِحَیَاتِی} [فجر / ۲۴]«کاش در دنیا برای زندگانی ابدی کار خیری انجام می دادم».بنابراین انسان از این دو صورت خارج نیست که یا به مصالح دنیوی و اخروی خود اطلاع دارد یا خیر. اگر بدون اطلاع باشد تمام عمر او تباه شده و بر حیات او خط بطلان کشیده شده است و اگر به مصالح دنیوی و قیامتی خود مطلع بوده به سبب موانع، راه او طولانی و دستیابی به اسباب خیر به خاطر اشتغال به ضد آن، متعسر و مشکل گشته است و کاهش عمر حقیقت انسان جز این نمی توان شد.راز مسأله در این است که عمر انسان همان مدت حیات او است و او دارای هیچ حیاتی نیست مگر اینکه به پروردگارش روی آورده و از حب و یاد او متنعم گشته و رضای او را بر همه چیز ترجیح دهد.
۱۰)یکی دیگر از پیامدهای گناهان این است که: گناه، گناه می کارد و بعضی از گناهان گناه دیگری می زایند تا آنجا که مفارقت و خروج بنده از گناه دشوار آید: تا جایی که عبادات و گناهان به عنوان سرشت راسخ وصفات لازم انسان درآمده و به عنوان یک ملکه ی ثابت در درون انسان در می آیند.حتی با مردن هم از او جدا نمی شوند.
اگر انسان نیکوکار دست از طاعت پروردگار بکشد نفس او می گیرد و این زمین پهناور برایش تنگ می آید و چنان احساس می کند که او همچون ماهی است، هرگاه از آب جدا گردد آرام نمی گیرد تا به سوی آن برگردد و آرامش و چشم روشنی خود را در آن می بیند. و از آن طرف، هر گاه انسان گناهکار دست از گناه کشد و به طاعت و عبادت روی آورد، نفس و سینه ی او به تنگ می آیند و راهها بر او بسته می گردند تا به گناه و عصیان عودت نماید تا جایی که بسیاری از فاسقان بدون آنکه لذتی ببرند، مرتکب معصیت و گناه می شوند و فقط به این سبب است که از مفارقت گناه و عصیان احساس درد و رنج می کنند. و بنده ی خدا پیوسته چنان اسیر طاعت می گردد و چنان با آن الفت و محبت می ورزد که خداوند متعال در سایه ی فضل و رحمت خود فرشته هایی را به سوی او ارسال می دارد تا ایشان را به سوی طاعت برانگیزانند و او را بر لذت عبادت تشویق نموده و در بستر بالین و استراحت نیز او را به طاعت وادارند.و از آن طرف، بنده ی دیگر خداوند، چنان با گناهان و معصیت خو گرفته و چنان به حب و علاقه ی آن وابسته است که خداوند متعال شیاطینی را به سوی او ارسال می دارد تا ایشان را به سوی گناه و معصیت برانگیزانند. گروه اول از امدادگران عابدان و متقیان هستند و گروه دوم از یاری دهندگان گناه و معصیت می باشند.
۱۱) از عواقب دیگر گناه و معصیت وبلکه از مخوف ترین آنها این است که قلب و اراده ی شخص را تضعیف می نماید و اراده و قصد معصیت و گناه را در او تقویت می نماید، و کم کم اراده ی توبه در او ضعیف می شود تا به کلی اراده ی توبه در دل کنده می شود و اگرحتی نیمه ی او بمیرد از گناهان توبه نمی کند به استغفار زبانی و توبه ی کذابین اقدام می نماید در حالی که قلب او با معصیت گره بسته و بر گناه اصرار می ورزد و هر وقت برای او امکان فراهم آید، عزم خود را در ارتکاب گناه جزم می دارد و این از بزرگترین بیماریها و نزدیکترین چیز نسبت به هلاک انسان است.
۱۲)یکی دیگر از آثار گناه این است که قبح و زشتی گناه از قلب گناهکار کنده می شود و گناه برای او به عنوان عادت درمی آید:از اینکه مردم او را در حین ارتکاب گناه ببینند و یا او را سرزنش کنند نه اینکه متأثر نمی شود بلکه تمام لذت خود را در آن می بیند و به معصیت و گناه خود افتخار می ورزد و اگر گناه چنین کسانی نزد بعضی مجهول مانده باشد با فخر به بیان جنایات خود می پردازند و می گویند: به فلانی! چنین و چنان کرده ام … چنین کسانی مورد عفو پروردگارقرار نمی گیرند و باب توبه بر روی آنان بسته خواهد شد، همانطور که پیامبر – صلى الله علیه وسلم – می فرماید:(کل أمتی معافی إلا المجاهرین وإن من الإجهار: أن یعمل الرجل باللیل عملاً، ثم یصبح وقد ستره الله تعالی فیقول: عملت البارحه کذا وکذا وقد بات یستره ربه ویصبح یکشف ستر الله عنه) (متفق علیه).هر کدام از امتنانم مورد عفو خداوند قرار می گیرند سوای کسانی که آشکارا و جهری اقدام به گناه می نمایند. گناه آشکار این است که مردی در شب کاری انجام داده باشد در حالی که خداوند او را مستور و پوشیده نماید. بامدادان بگوید دیشب فلان و فلان گناه را انجام داده ام یعنی کسانی که خداوند شب آنان را می پوشاند ولی آنان سحرگاهان و در روز خود را افشا می کنند و تظاهر به گناه می کنند.»
۱۳)از جمله پیامدهای دیگر گناهان این است که گناه و معصیت سبب پستی و خواری بنده نزد خداوند و سقوط در نظر او است: حسن بصری می گوید: «وقتی بنده نزد خدا خوار و پست گردد هیچ کسی او را گرامی نمی دارد.» همانطور که خداوند متعال می فرماید:{وَمَنْ یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ} [حج / ۱۸]«هر که را خدا خوارش کند، او را گرامی دارنده ای نیست».
۱۴)یکی دیگر از پیامدهای گناه این است که بنده پیوسته مرتکب گناه و معصیت می شود تا جایی که انجام آن در قلب او آسان و سبک می آید و این خود نشانه ی هلاک است زیرا هر اندازه گناه در نظر بنده کوچک آید نزد خداوند متعال سنگین و بزرگ می باشد.بخاری در صحیح خود از ابن مسعود روایت می کند که پیامبر – صلى الله علیه وسلم – می فرماید:(إن المؤمن یرى ذنوبه کأنه فی أصل جبل یخاف أن یقع علیه وإن الفاجر یرى ذنوبه کذباب وقع على أنفه فقال له هکذا فطار) (مسند احمد).«انسان مؤمن گناهانش را همچون کوهی می بیند، هر آن می ترسد که کوه بر او سقوط کند ولی انسان فاسق و بدکار گناهانش را همچون پشه ای می بیند که بر روی بینی او نشسته با اشاره دست پرواز می کند.»
۱۵)یکی دیگر از پیامدهای گاه این است که شومی گناه فرد، مردمان و حیوانات دیگر را در بر خواهد گرفت و به سبب نحس و زشت بودن عمل گناه خود و دیگران را در کام آتش خواهد برد:مجاهد می گوید: وقتی که قحطی و خشکسالی روی دهد، حیوانات انسانهای عاصی و گناهکار را لعنت می کنند و می گویند: این از شومی معصیت بنی آدم است.مکرمه می گوید: جنبندگان و حشرات حتی سوسک ها و عقربها می گویند:به خاطر گناه بنی آدم است که باران بر ما نمی بارد. عاصی تنها از بابت گناه خودش کیفر نمی بیند و از این جهت که بی گناهان هم او را نفرین می کنند، زیانکار خواهد شد.
۱۶)یکی دیگر ازپیامدهای گناهان این است که معصیت ذلت و خواری را بر عاصی به دنبال خواهد آورد زیرا که عزت و عظمت در اطاعت و بندگی خداوند متعال است که می فرماید:{مَنْ کَانَ یُرِیدُ الْعِزَّهَ فَلِلَّهِ الْعِزَّهُ جَمِیعًا} [فاطر / ۱۰]«هر که طالب عزت است تمام عزت خاص خداست».از جمله دعاهای بعضی از پیشینیان این است: «اللهم اعزنی بطاعتک ولا تذلنی بمعصیتک.» «خدایا به وسیله ی طاعتت مرا عزیزدار و به وسیله ی معصیت و گناهانت مرا خوار نکن.»
عبدالله بن مبارک می گوید://رأیت الذنوب تمیت القلوب دیدم که گناهان قلب را می میرانند… وقد یورث الذل إدمانها// ارتکاب گناه خواری و زبونی را به دنبال دارد.وترک الذنوب حیاه القلوب و ترک گناهان حیات و زندگی دلها است… وخیره لنفسک عصیانها//، شیوه بهتر برای نفس پشت کردن به معصیتهاست
۱۷)از پیامدهای دیگر گناهان این است که عقل را تباه می کنند، زیرا عقل نور است و معصیت قطعاً موجب خاموشی نور عقل است و وقتی نور عقل به خاموشی گراید، عقل ضعیف و ناقص می گردد.بعضی از پیشینیان می گویند: هیچ کسی تا عقلش تباه نگردد خدا را نافرمانی نمی کند و این واضح است زیرا اگر کسی از وجود عقل برخوردار باشد او را از گناه و معصیت باز می دارد و به وسیله ی عقل انسان در قبضه ی پروردگار و تحت فرمان او است و در هر جا باشد: در منزل، سفر، حضر و … خداوند ناظر او است و ملائک شاهد و ناظر بر او می باشند. واعظ قرآن، ایمان و مرگ او را باز می دارد و آن لذتها و خیرهای دنیوی و اخروی که به وسیله ی ارتکاب معصیت از دست می دهد به مراتب بیشتر و چندین برابر لذت و سروری است که از گناه و معصیت به دست می آورد. آیا برای عاقلان اهانت و استخفاف از این بیشتر وجود دارد؟
۱۸)یکی دیگر از پیامدهای گناه این است که هر گاه گناه زیاد شود بر قلب گناهکار مهر و قفل نهاده می شود و به گروه غافلان درمی آید. بعضی از علمای سلف در تفسیر آیه ی: {کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِمْ مَا کَانُوا یَکْسِبُونَ} [مطففین / ۱۴]«نه چنین است، بلکه آنچه مرتکب می شدند زنگار بر دلهایشان بسته است».می گویند انجام گناه بعد از گناه دیگری است.حسن بصری می گوید: تکرار گناه باعث می شود که چراغ دل به خاموشی گراید.دیگران گفته اند: وقتی گناه و معصیت زیاد گردد قلب صاحبان آن را خواهد پوشاند.در حقیقت قلب بر اثر گناه دچار زنگار می شود. وقتی که گناه زیاد گردد زنگار و تیرگی هم زیاد می شود تا آنجا که قلب به تاریکی می گراید. در آن صورت به خاطر غلبه ی زنگار گناه، بر قلب مهر و قفل زده می شود و در میان پرده و پوشش بستری قرار خواهد گرفت.وقتی که انسان پس از هدایت و بصیرت به چنین وضعیتی گرفتار شد، ایمان، شخصیت و کرامت او زیر و رو می گردد، دشمن، او را تحت سلطه ی خود قرار داده و به هر جا بخواهد می کشاند.
۱۹)یکی دیگر از پیامدهای گناه این است که: گناهان، بنده را مشمول لعنت خدا و پیامبر – صلى الله علیه وسلم – قرار می دهند و هر اندازه گناه بزرگتر و بیشتر باشد، به همان اندازه گناهکار شامل این لعنت خواهد شد. لعنت خدا و پیامبر خدا – صلى الله علیه وسلم – مواردش را می توانید در روایات ببینید.
۲۰)یکی دیگر از عواقب گناه، محروم شدن از دعای پیامبر – صلى الله علیه وسلم – و فرشتگان است :زیرا که خداوند متعال به پیامبرش – صلى الله علیه وسلم – دستور فرموده که برای مردان و زنان مؤمن طلب مغفرت نماید. و خداوند متعال می فرماید:{الَّذِینَ یَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَمَنْ حَوْلَهُ یُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَیُؤْمِنُونَ بِهِ وَیَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آَمَنُوا کسانى که عرش را حمل مى کنند و آنان که پیرامون آن (عرش) هستند با ستایش پروردگارشان تسبیح مى گویند و به او ایمان دارند و براى مؤمنان آمرزش مى خواهند [مى گویند:] رَبَّنَا وَسِعْتَ کُلَّ شَیْءٍ رَحْمَهً وَعِلْمًا فَاغْفِرْ لِلَّذِینَ تَابُوا وَاتَّبَعُوا سَبِیلَکَ وَقِهِمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ (۷) پروردگارا، بخشایش و دانش تو همه چیز را فرا گرفته است. پس آنان را که توبه کرده اند و از راه تو پیروى کرده اند، بیامرز. و آنان را از عذاب دوزخ حفظ کن رَبَّنَا وَأَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِی وَعَدتَّهُمْ وَمَن صَلَحَ مِنْ آبَائِهِمْ وَأَزْوَاجِهِمْ وَذُرِّیَّاتِهِمْ إِنَّکَ أَنتَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ (۸) پروردگارا، و آنان را به باغهاى جاودانه اى در آور که به آنان وعده داده اى. و [نیز به همان بهشت در آور] هر کس از پدران و همسران و فرزندانشان را که درستکارند. بى گمان تویى که پیروزمند فرزانه اى وَقِهِمُ السَّیِّ‍آتِ وَمَن تَقِ السَّیِّ‍آتِ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (۹) } [غافر /۷ – ۹]و آنان را از کیفرها حفظ کن. و هر کس را که در آن روز از کیفرها حفظ کنى، در حقیقت به او رحمت آورده اى. و این است کامیابى بزرگ.
۲۱) از عواقب دیگر گناه این است که قلب گناهکار از رفتن به سوی خدا و آخرت باز می ماند و نمی تواند که به سوی پروردگارش گامی نهد: گناه، حاجب واصل و مانع راهرو و موجب سرنگونی طالب می گردد. به وسیله ی نیرو و قوت قلبی است که شخص توان رفتن به سوی خدا را دارد، بنابراین وقتی که قلب به وسیله ی گناهان بیمار شد، قوت قلب تضعیف می گردد و اگر قلب به کلی از نیرو بازماند انسان از خدا قطع و بریده می شود و قابل جبران هم نخواهد بود.
۲۲)از عقوبتهای دیگر گناه اینکه: موجب زوال نعمتها و جلب زحمتها می شوند:لذا هیچ نعمتی از بنده زایل نمی گردد و هیچ زحمتی بر او وارد نمی شود مگر به وسیله گناه، همانطور که سیدنا علی ابن ابی طالب – رضی الله عنه – می گوید:(ما نزل بلاء إلا بذنب ولا رفع إلا بتوبه)«هیچ بلایی بر سر انسان نازل نمی شود مگر به وسیله ی گناه و هیچ بلای تراوش یافته از گناه از انسان برطرف نمی گردد مگر به وسیله ی توبه».
خداوند متعال در این باره می فرماید: {وَمَا أَصَابَکُمْ مِنْ مُصِیبَهٍ فَبِمَا کَسَبَتْ أَیْدِیکُمْ وَیَعْفُو عَنْ کَثِیرٍ}[شوری / ۳۰]«و هر گونه مصیبتی به شما برسد به سبب عملکرد خود شماست و خدا از بسیاری در می گذرد».
و باز می فرماید: {ذَلِکَ بِأَنَّ اللَّهَ لَمْ یَکُ مُغَیِّرًا نِعْمَهً أَنْعَمَهَا عَلَى قَوْمٍ حَتَّى یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ} [انفال /۵۳]«این کیفر بدان سبب است که خداوند نعمتی را که بر قومی ارزانی داشته تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در دل دارند تغییر دهند».
خداوند اعلام می دارد هیچ نعمتی را که بر کسی ارزانی داشته تا زمانی که خود موجب تغییر آن نگردد، یعنی طاعت را به معصیت و شکر را به کفران و اسباب رضای خدا را با اسباب غضب خدا، تغییر ندهند، آن نعمت بر او زایل نخواهد شد ولی وقتی خود را تغییر داد نعمت خدا هم بر او تغییر می یابد. مجازات خداوند مطابق کردار شخص است و خداوند نسبت به بندگان هیچگونه ظلمی روا نمی دارد.
چه نیکو گفته اند://إذا کنت فی نعمه فارعها … وقتی سرشار نعمتی هستید مواظب آن باش فإن الذنوب تزیل النعم// گناهان موجب زوال نعمتها است وحطها (۱) بطاعه رب العباد … که به وسیله ی عبادت و طاعت خداوند، نگهدار و پاسدار آن نعمت باش فرب العباد سریع النقم// که عذاب و رحمت پروردگار نسبت به بندگان گناهکار بسیار سریع است.
۲۳)از پیامدهای دیگر گناهان این است که: انسان گناهکار نفس خود را فراموش می کند و وقتی که آن را فراموش کند آن نفس تباه، فاسد و هلاک می گردد: خداوند متعال می فرماید: {وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ أُولَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ} [حشر / ۱۹]«و چون کسانی می باشید که خدا را فراموش کردند و او] نیز [آنان را دچار خودفراموشی کرد، آنان همان نافرمانند».
فراموش کردن خداوند کسی را، به این معنا است که: خداوند متعال او را مهمل و رها و از تحت مراقبت خود خارج ساخته و او را در معرض هلاک و فنا قرار می دهد، و هلاک او از بردن دست به دهان نزدیک تر است. و اما فراموش کردن خود به این معنا است که: شخص مراتب عالی، اسباب سعادت و رستگاری و اصلاح خود را به کلی فراموش می کند و هیچکدام از آن موارد به ذهن و خیال او خطور نمی کند، اهتمام خود را در آنها مصروف نمی دارد تا مشتاق و علاقه مند بدانها گردد. یعنی اصلا به فکر او نمی ایند تا مقصود و منظور او گردند.و باز شخص، عیوب، نواقص و آفات نفس خود را فراموش می کند، در نتیجه درصدد رفع و ازاله ی آنها برنمی آید.و باز شخص امراض و دردهای نفسی و قلبی خود را فراموش می کند، نه سعی در معالجه و مداوای آنها دارد و نه در جهت رفع علل و امراضی که او را به فساد و نابودی می کشانند، توجهی دارد. لذا چنین شخصی سخت بیمار است، بیماری مزمنی که او رابه نابودی می کشاند در حالی که خودش احساس بیماری نمی کند و در نتیجه برای مداوای آن هم اقدام نمی نماید. این بزرگترین پیگرد و مجازات افراد به صورت عام و خاص است، وقتی که خدا را فراموش کنند.
۲۴) از پیامدهای دیگر گناه این است که: زندگی سخت و پردردسری را برای گناهکار در دنیا، برزخ و قیامت به دنبال می آورد، زیرا خداوند می فرماید: {وَمَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَهً ضَنْکًا وَنَحْشُرُهُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ أَعْمَى} [طه /۱۲۴]«و هرکس که از یاد من دل بگرداند در حقیقت زندگی نگ و سختی خواهد داشت و روز رستاخیز او را نابینا محشور می کنیم».البته بعضی از علما «معیشت و زندگی سخت» را به عذاب قبر تفسیر کرده اند که شکی نیست عذاب برزخ سخت است ولی آیه (اگر چه نکره است در سیاق اثبات می باشد) از حیث معنا و مفهوم عام تر از آن است. به دلیل اینکه خداوند متعال رویگردانی از یاد خدا را سبب سختی معیشت قرار داده. و اگر شخص رویگردان از خدا، در دنیا حتی از انواع نعمتها برخوردار باشد قلب او به عذاب تنهایی، ذلت، حسرت و قطع امید و آرزوها که خود عذاب نقدی است، گرفتار می شود و مستیهای شهوات، عشق و محبت دنیا و مقام (اگر مستی شراب هم به آنها اضافه نشود) او را غافل می کنند و سرپوشی بر نیروی ادراک او می نهند. مستی و غفلت از آن موارد، از مستی شراب عظیم تر است به دلیل اینکه شرابخوار گاهی بیدار می گردد و به هوش می آید ولی مستی نشأت گرفته از شهوات و محبت دنیا و مقام، جز در قبر و اردوگاه اموات برطرف نمی شود. بنابراین هر کسی از آنچه بر پیامبر – صلى الله علیه وسلم – نازل شده] قرآن [روی گرداند خداوند او را در دنیا و در برزخ و در قیامت، معذب و به زندگی پردردسری گرفتار می نماید، زیرا که انسان جز در پناه پروردگار و معبود خود، چشمانش روشن، قلبش آسوده و نفسش آرام نمی گیرد. و هر گونه معبودی جز پروردگار یکتا برای انسان باطل و بیهوده است. هر کس که با خدا باشد همه چیز با او است و هر که از خدا ببرد همه چیز را از دست داده و با حسرت و اندوه از دنیا می روند. خداوند متعال زندگی آسوده و خوب را برای کسانی قرار داده که به خدا ایمان آورده و کارهای نیک انجام دهند. همانطور که قرآن می فرماید:{مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِنْ ذَکَرٍ أَوْ أُنْثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُمْ بِأَحْسَنِ مَا کَانُوا یَعْمَلُونَ} … [نحل / ۹۷]

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.