آخرین اخبار

کانال تلگرام

telegram2
خانه / اخبار ویژه / نمازجمعه ۳۰ آذر صادقیه تهران

نمازجمعه ۳۰ آذر صادقیه تهران

ارسال شده توسط رویال از تهران

به گزارش سنی دیلی، خطبه هفتصد و نود و سومین(۷۹۳) نمازجمعه صادقیه تهران، بتاریخ(۳۰) آذر ۱۳۹۷ برگزار گردید که موضوع این خطبه :برخی از اسباب شرح صدر

گفته شده زندگی بهشتی یعنی داشتن شرح صدر یا داشتن سینه ای فراخ . داشتن شرح صدر،یکی از نشانه های خوشبختی و صفات و ویژگیهای سعادتمندان است..در قرآن کریم آیات متعدی درباره سعه صدر وجود دارند. مثلاً خداوند متعال به نقل از حضرت موسی – علیه السلام – می فرماید:{رَبِّ اشْرَحْ لِی صَدْرِی} [طه: ۲۵].«پروردگارا، سینه ام را فراخ و گشاده دار (تا در پرتو شرح صدر، خشم و کین از دل برخیزد و با آرامش تمام، رسالت آسمانی را به جای آورم)باز می فرماید: { أَفَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلَامِ فَهُوَ عَلَى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ } (زمّر : ۲۲)”آیا کسی که خدا سینه او را برای اسلام گشوده (شرح صدر به او داده) و در نتیجه، از سوی خدایش به نوری تابناک رسیده است (با گمراهان و اهل ظلمت برابر تواند بود؟)”.الله متعال به رسول خدا می فرماید: { أَلَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ (۱) } “آیا دلت را گشاده نگردانده ایم؟”
دانشمندانی مانند ابن قیم، اموری ذکر نموده که به وسیله آن، انسانها شرح صدر پیدا می کنند.بزرگواران برخی از امور خیلی در اختیار من ممکن است نباشد مثلا از نظر وسعت معیشت و رفاه آنچنانکه خودم و فرزندانم می خواهد به سر ببرم، اما حقیقتاً انسان در وسعت و گستردگی سینه و قلبش زندگی می کند.اما ممکن است بسیاری از اسباب گستردگی سینه در دسترس ما باشد آن هم بطور رایگانی ومجانی که برخی آنها را خدمتتان در این خطبه خدمتتان عرض می کنم که تفصیلش را خودتان پیگیری فرمایید :
۱ – توحید که از بزرگترین اسباب شرح صدر هست.انسان، متناسب با میزان صفا و شفافیت توحید، دارای شرح صدر خواهد بود. توحید، دل انسان را چنان بزرگ و باز می نماید که از تمام دنیا گشاده تر می شود.
۲ – مشغول شدن به علم نافع
۳ – ارتباط درست با خداوند متعال مانند توبه نمودن و برگشتن به سوی الله عزوجل و دوستی او با تمام قلب، و به او روی آوردن و در عبادتش مشغول شدن. مداومت یاد الله عزوجل در هر حال و در هر مکان تکیه و اعتماد قلب بر الله عزوجل و توکل نمودن به او، داشتن حسن ظن نسبت به الله عزوجل و هر کس که به الله توکل نماید اوهام و خیالات در او تأثیری ندارد.
۴ – نیکی کردن به خلق به صورت های مختلف آن و نفع رسانیدن به خلق تا حد امکان، انسان بخشنده نیکوکار، دلبازترین مردم و پاک طینت ترین و بافضیلت ترین آنها است.
۵ – پاک کردن قلب از عیوبی و صفات بدی که موجب تنگی دل و عذاب آن می شود مانند حسد، کینه، خیانت، دشمنی، نفرت و ظلم.
۶ – افراط نکردن در مباحاتی مانند خوردن و خوابیدن وکار کردن و.. که همانا ترک زیاده روی در آنها از اسباب فراخی دل است و سبب از بین رفتن غم و غصه می با شد.
۷ – انجام هر کاری در وقتش و عدم موکول کردن آن به آینده
۸ – نگاه کردن به کسی که پایین تر از توست نه به کسی که بالاتر از توست، چه از لحاظ سلامتی و چه از نظر رزق و روزی و امثالهم.
۹ – فراموش کردن آنچه که از ناخوشایندی ها بر او گذشته و امکان دفعشان هم نبوده و هرگز در مورد آنها فکر ننماید.
۱۰ – تلاش برای سبک کردن مصیبت با مقایسه بین نعمت های دینی و دنیوی و بین آنچه بر سر او از بدی آمده : بعد از مقایسه، بر او آشکارتر می شود که نعمت های او از آن مصیبت بیشتر است،
۱۱ – زندگی صحیح و درست آن زندگی است که پر از آرامش و خوشبختی باشد و زندگی واقعاً کوتاه است، پس نباید آن را با غم و اندوه کوتاهتر نمود و در برابر تیرگی های آن نرم شد .
۱۲ – اهمیت ندادن به آزارهای مردم. مخصوصاً گفتار بد.
۱۳ – نباید از کسی به خاطر کار نیک و خوبی که به او کرده است توقع تشکر داشته باشد، به جز از الله عزوجل. بداند که این معامله ای بین او و الله عزوجل می باشد، {إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ}.
۱۴ – ذکر نعمت های ظاهری و باطنی الله عزوجل که همانا با شناخت آنها و با سخن گفتن در مورد آنها الله عزوجل غم و غصه را دفع می کند.

۱۵ – هم صحبتی با همسر، و فامیل و هر کسی که بین تو و او رابطه و علاقه ای است.بعد از اینکه اولین آیات بر رسول خدا نازل شد رسول خدا -صلى الله علیه وسلم- در حالی که قلبشان به شدت می طپید، نزد خدیجه بنت خویلد رفتند و گفتند: «زملونی! زملونی!» بپوشانیدم! بپوشانیدم! آن حضرت را در گلیمی پوشانیدند تا هراس و وحشت ایشان پایان پذیرفت، و به خدیجه گفتند: «مالی؟» چه بر سر من آمده است؟! و ماجرا را برای خدیجه تعریف کرد و گفتند: «لقد خشیت علی نفسی» به شدت بر خویشتن ترسیده ام! خدیجه گفت: نه، هرگز! به خدا سوگند! خداوند هیچگاه تو را تنها نخواهد گذاشت؛ تو صله رحم می کنی؛ و بار ناتوانان را بر دوش می کشی، و به مستمندان رسیدگی می کنی؛ و مهمان نواز هستی، و در راه حق مردمان را یاری می رسانی! خدیجه آن حضرت را برداشت و با خود برد، تا بر ورقه بن نوفل بن اسد بن عبدالعزی پسر عموی خدیجه وارد گردانید. وی مردی بود که در عهد جاهلیت نصرانی شده بود، و کتابت عبرانی را نیک می دانست و آیات انجیل را هر اندازه که خدا می خواست بنویسد به عبرانی می نوشت. اکنون دیگر پیرمردی کهنسال بود و از دو چشم نابینا شده بود. خدیجه به او گفت: ای پسرعمو، بشنو، ببین برادرزاده ات چه می گوید! او بازگفت. ورقه به آن حضرت گفت: این همان ناموسی است که خداوند او را بر موسی نازل گرده است.
۱۶ – دعا نمودن که یکی از بزرگترین دعا اینست «اللَّهُمَّ أَصْلِحْ لِی دِینِی الَّذِی هُوَ عِصْمَهُ أَمْرِی وَأَصْلِحْ لِی دُنْیَایَ الَّتِی فِیهَا مَعَاشِی وَأَصْلِحْ لِی آخِرَتِی الَّتِی فِیهَا مَعَادِی وَاجْعَلْ الْحَیَاهَ زِیَادَهً لِی فِی کُلِّ خَیْرٍ وَاجْعَلْ الْمَوْتَ رَاحَهً لِی مِنْ کُلِّ شَرٍّ» (مسلم) یعنی: ای الله، برای من دینم را که باعث حفظ شدن از گناه در کارم است را اصلاح بفرما. و دنیایم را که در آن امرار معاشم است، و آخرتم را که در آن معاد و بازگشتم است نیز اصلاح بفرما و زندگیم را جهت کارهای خیر زیاد بفرما و مرگم را جهت خلاصی از هر شری برایم قرار ده.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.