آخرین اخبار

کانال تلگرام

telegram2
خانه / اخبار ویژه / ماموستا قادری: ما باید دست مردم را بگیریم تا از راهی که به‌واسطۀ آن دچار گناه می‌شوند به راه سعادت برگردند

ماموستا قادری: ما باید دست مردم را بگیریم تا از راهی که به‌واسطۀ آن دچار گناه می‌شوند به راه سعادت برگردند

به گزارش سنی دیلی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر امام‌جمعه پاوه؛ ماموستا قادری در نماز جمعه پاوه (۱۴۰۰/۰۹/۱۲) که با رعایت تمام پروتکل های بهداشتی، با حضور پرشور مردم مومن پاوه در محل مسجد­ جامع اقامه شد اظهار داشتند، ما باید دست مردم را بگیریم تا از راهی که به‌واسطۀ آن دچار گناه می‌شوند به راه سعادت برگردند.

متن کامل خطبه‌های نماز جمعۀ مورخۀ ۱۴۰۰/۰۹/۱۲ شهر پاوه

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین ثم الصلاه والتحیه والسلام علی امام المتقین سیدنا و قائدنا و مولانا محمدٍ و علی آله و اصحابه و من دعا بدعوته الی یوم الدین

السلام‌علیکم ورحمه الله و برکاته

برادران عزیز و خواهران محترم حاضر در مسجد؛ و تمامی کسانی که صدای ما را از دور و نزدیک می‌شنوید؛ سلام خداوند بر تک‌تک شما و خانوادۀ محترمتان باد. از خداوند متعال خواستارم سعادت دنیا و سلامتی روزگار و سربلندی قیامت را به شما عطا فرماید و به بنده توفیق دهد مطالبی بیان کنم که اول خداوند بپذیرد و در ثانی رسول گرامی به آن‌ها راضی و برای همۀ شما مفید باشد.

بنده امروز ۵ مطلب مختصر را خدمتتان عرض می‌کنم. «۱-آیۀ ۱۶۰ سورۀ مبارکۀ انعام در خصوص رحم خداوند بر بندگان ۲-حدیثی از رسول گرامی اسلام (ص) ۳-جمله‌ای از سلف صالح ۴- ما و معلولین ۵-مطلبی دربارۀ خون صلح و نقدی در این خصوص»

بحث اول: آیۀ ۱۶۰ سورۀ مبارکۀ انعام

با یک بررسی اجمالی در ۱۱۴ سوره قرآن کریم درمی‌یابیم که خداوند متعال همیشه بشارت و مژده و تشویق را بر توبیخ و انذار مقدم فرموده است.

در ۱۱۴ سوره از قرآن کریم منهای سورۀ توبه خداوند متعال کلام خود را با بسم‌الله الرحمن الرحیم شروع کرده است این مطلب خود حاوی پیام است.

در یک حدیث قدسی خداوند بزرگ و مهربان می‌فرماید: «سَبَقَتْ رَحمَتی غَضَبی» (رحمت من مقدم بر غصب و انذار و توبیخ و عذاب من است)

پیامبر عزیز ما به نص قرآن کریم رحمه‌للعالمین است؛ «وَ ما أَرْسَلْناکَ إِلاَّ رَحْمَهً لِلْعالَمینَ» وقتی در مدینۀ منوره تبلیغ می‌نمود به‌طور مساوی در خصوص رحمت و عذاب صحبت می‌کرد ولی وقتی مردم دچار اشتباه می‌شدند بیشتر در خصوص عذاب خداوند صحبت می‌فرمود و به آنان تذکر می‌داد.

در عصری که من و شما زندگی می‌کنیم، با توجه به اوضاع و فضای مجازی و رسانه‌ها و عملکرد خود ما در مقابل همدیگر باور من این است که ما روحانیون لازم است ۸۰ ٪ مردم را تشویق و تنها ۲۰ ٪ مردم را انذار و هشدار دهیم.

ما باید دست مردم را بگیریم و آنان را تشویق کنیم تا از راهی که به‌واسطۀ آن دچار گناه می‌شوند به راه سعادت برگردند. پس معتقدم باید تشویق بیشتر باشد لذا در طول چهار جمعۀ ماه آذر قصد دارم در خصوص رحمت خداوند صحبت کنم و اگر عمر باقی بود در ماه دی در خصوص غضب و عذاب پروردگار صحبت خواهم کرد.

عزیزان من؛ ما اهل ایمان در شبانه‌روز در نمازهای واجب که ۱۷ رکعت هستند، ۶۸ بار واژه و کلمۀ «الرحمن الرحیم» را تکرار می‌کنیم و می‌گوییم: پروردگارا تو رحمان و رحیم هستی و ما ضعیف و گرفتار و در مقابل قدرت تو بی‌اراده و ناتوان هستیم. به ما رحم کن و ما را ببخش.

اگر ما در جامعه به کسی بگوییم: تو عزیز ما هستی مقداری دلش نرم می‌شود؛ درحالی‌که ما اهل نماز در شبانه‌روز ۶۸ بار می‌گوییم خداوندا تو رحمان و رحیم و مهربان و بخشنده هستی. ببخش ما فقیران را

خداوند متعال در آیۀ ۱۶۰ سورۀ انعام می‌فرماید: «مَنْ جَاءَ بِالْحَسَنَهِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا ۖ وَمَنْ جَاءَ بِالسَّیِّئَهِ فَلَا یُجْزَىٰ إِلَّا مِثْلَهَا وَهُمْ لَا یُظْلَمُونَ» هر کس یک کار نیک و یک کار حسنه انجام دهد ۱۰ برابر آن کار به او پاداش خواهم داد اما اگر گناهی مرتکب شود به اندازۀ همان گناه او را تنبیه خواهم کرد. پس پروردگار ما خیلی صاحب رحم و کرم است.

ما اگر در مقابل یک نفر عمل بدی انجام دهیم حتی اگر برای او ۱۰۰ کار خوب انجام داده باشیم هیچوقت عمل بد ما را فراموش نمی‌کند ولی خداوند می‌فرماید: من این‌گونه نیستم، شما برای انجام یک کار خیر قدم بردارید من ۱۰ برابر آن را برای شما می‌نویسم و در کارنامۀ عملتان ثبت می‌کنم و در مقابل عمل بد شما به همان اندازه شمارا توبیخ و عذاب خواهم کرد و به احدی از شما ظلم نخواهم نمود.

در حقیقت ما پروردگار مهربان و صاحب رحم و بخشنده و رسول بزرگواری داریم

پس اول باید بکوشیم گناه مرتکب نشویم و خداوند را از خود ناراحت نکنیم اما ما انسان هستیم و انسان موجودی است که گهگاه دچار اشتباه می‌شود و نباید از رحمت خداوند مأیوس شود. قرآن کریم می‌فرماید: «وَلَا تَیْأَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ» (از رحمت خداوند مأیوس نشوید) و اگر مرتکب اشتباه شدید، توبه و استغفارکنید و از اعمال گذشتۀ خود پشمان شوید.

بحث دوم: حدیثی از پیامبر اسلام (ص)

رسول گرامی اسلام در حدیثی می‌فرماید: «أُتْرُکِ الکَذِبَ» (دروغ را ترک کنید زیرا دروغ مادر همۀ گناهان است).

امام فخر رازی (رحمه الله) در ذیل آیۀ ۱۱۹ سورۀ بقره حدیثی را برای ما نقل می‌کند و می‌فرماید: «جاءَ رَجُلٌ إلیٰ النَّبیِ وَ قالَ إنی رَجُلٌ أُریدُ أنْ أمِنَ بِک إلاّ أنی أُحِبُّ الخَمْرَ والزِّنا والسِرقه والکَذِبَ» شخصی نزد رسول خدا آمد و گفت: آمده‌ام ایمان بیاورم اما عادت من این است که شرب خمر می‌کنم و زنا انجام می‌دهم و دزدی می‌کنم و دروغ می‌گویم. از مردم پرسیده‌ام می‌گویند این اعمال در نزد شما حرام‌اند اما من به این اعمال عادت کرده‌ام و اگر همۀ آن‌ها را یکجا ترک کنم مریض می‌شوم.

بزرگواری بفرما از این چهار عمل یکی را بر من منع کن تا در بقیۀ اعمال فعلاً آزاد باشم. پیامبر بزرگوار خطاب به این مرد فرمودند: اگر می‌خواهی ایمان بیاوری، «أُترُکِ الکَذِب» دروغ نگو. آن مرد پرسید آیا می‌توانم بقیۀ اعمال را انجام دهم؟ پیامبر اسلام هیچ جوابی نداد و فقط فرمود دروغ نگو. «فَقَبِلَ» آن شخص فرمایش پیامبر اسلام را پذیرفت «فَأَسلَمَ» سپس ایمان آورد و تعهد کرد دیگر دروغ نگوید.

سپس به میان دوستانش رفت و به او عرق تعارف کردند لحظه‌ای به فکر فرورفت و به یاد قولی افتاد که به پیامبر اسلام داده بود و از خوردن عرق صرف‌نظر کرد تا نزد رسول خدا سربلند باشد. باز او را به انجام عمل منافی عفت و دزدی دعوت کردند اما باز به خاطر قولی که به رسول‌الله داده بود، از این کارها هم صرف‌نظر کرد و گفت: اگر رسول خدا سؤال کند این کارها را انجام داده‌اید، نمی‌توانم بگویم خیر؛ زیرا عهد کرده‌ام دروغ نگویم و اگر بگویم بله حد بر من جاری می‌شود.

نزد رسول خدا (ص) آمد و گفت: «أحسَنْتَ أَحْسَنتَ یا رسول‌الله لَمَّا مَنَعتَنی عَلیٰ الکَذِبِ أنسدّتَ أبوابَ المَعاصی» (آفرین و آفرین بر تو ای رسول خدا که به من بهترین درس را آموختی و من را از دروغ منع نمودی و با این کار درهای تمام گناهان را بر من بستی) عهد می‌بندم ازاین‌پس هیچ گناهی انجام ندهم. عزیزان من؛ امروزه در جامعۀ ما دروغ حرف اول را می‌زند. تعهد و صداقت کم و دروغ زیاد است. ما هم به خاطر خدا و رسول بزرگوار و حکیمش از دروغ گفتن حذر کنیم و کلاه سر مردم نگذاریم. چهار روز زندگی دنیا بقا ندارد.

بحث سوم: جمله‌ای از عبدالله بن عباس پسرعموی پیامبر بزرگوار اسلام (ص)

این بزرگوار، عالمی به‌تمام‌معنا بود و به او حِبْر (علامه) امت می‌گفتند. در اواخر عمر هر دو چشمش را از دست داد و نابینا شد. روزی پیامبر اسلام با دیدن عبدالله بن عباس خیلی ناراحت شد و فرمود: «أللّهُمَّ عَلِّمْهُ الحِکمَهَ والکِتابَ والتّأویل و فَهَّمهُ الدّینَ» (خداوندا؛ از تو می‌خواهم به او حکمت ببخشی و قرآن و تأویل دین را به وی عطا فرمایی و او را چنان تربیت کنی که بتواند به دیگران دین را آموزش دهد و بفهماند) و بعد از فوت پیامبر اسلام به یکی از پرچم‌داران امت رسول‌الله تبدیل شد.

عبدالله بن عباس روزی در مسجدالنبی نشسته و مشغول دعوت و ارشاد بود، بلند شد روبه قبر پیامبر عزیز (ص) ایستاد و گفت: «سَمِعتُ صاحِبَ هٰذا القَبرِ و دَمَعَتْ عَیناهُ یَقولُ من مشیٰ فی حاجَهِ أخیهِ وَ بَلَغَ مِنها کانَ خَیراً لَهُ مِنْ اِعتِکافَ عَشرِ سِنینَ» من از صاحب آن قبر شنیده‌ام و درحالی‌که صحبت می‌کرد اشک از چشمانش سرازیر شد که می‌گفت: رسول بزرگوار ما فرموده است: هر کس در حل مشکل برادر دینی خود قدم بردارد و او را کمک و دستگیری کند و کارش منتج به نتیجه شود، این عمل او به‌اندازۀ ۱۰ سال اعتکاف در مسجد دارای خیر و ارزش است؛ زیرا خیر و ثواب اعتکاف تنها متعلق به خود انسان است اما دستگیری و کمک مردم هم برای خود و هم برای مردم است.

پس عزیزان من، بنده و شما هرکدام در حد توان و وسع خودمان تا می‌توانیم به مردم کمک کنیم که از نمازهای سنت و اعتکاف ما بهتر است. امیدوارم این حدیث و اشک‌های ابن عباس را فراموش نکنید.

بحث چهارم: هفته معلولین ( ما و معلولین )

این ایام به نام روز و هفتۀ معلولین نام‌گذاری شده است. معلولان جمعی هستند که از نظر فکری و جسمی دچار مشکل شده‌اند این‌ها جزئی از جامعۀ ما هستند که دلیل معلولیت آن‌ها عدم رعایت علم پزشکی و احیاناً ازدواج‌های فامیلی و یا مشکلات خونی پدر و مادر که هنگام ازدواج آزمایشات لازم را انجام نداده‌اند یا حوادث روز آن‌ها را معلول کرده‌اند.

چندین پرونده در دادگاه پیش من آورده‌اند که به هنگام تولد نوزادان در بیمارستانها در اثر بی‌احتیاطی، نوزادان نقصان متولد می‌شوند و باید عمری پدر و ماد در کنار فرزندان معلولشان زندگی کنند و اگر فکر کنیم واقعاً سخت است. اگر فرزند ما یک هفته مریض شود زندگی برما تلخ می‌گردد اما والدین معلول باید ۵۰ سال با آن‌ها زندگی کنند اگرچه خداوند متعال چنین مقدر فرموده که پدر و مادر فرزندان معلول خود را بیشتر از فرزندان سالم دوست دارند.

دین و اخلاق و مسئولیت انسانی و مسئولیت اجتماعی به ما می‌گوید ساده از کنار این عزیزان رد نشویم و اگر به ما محتاج بودند، آن‌ها را از خود بیگانه ندانیم و به آنان کمک کنیم.

بنده در اینجا ضمن اینکه این هفته و ایام را به معلولین عزیز تبریک می‌گویم، از خداوند متعال می‌خواهم به پدر و مادر آن‌ها صبر بیشتر عطا فرماید و از اعضای انجمن‌ معلولین که در راستای کمک به این عزیزان تلاش می‌کنند تشکر می‌کنم.

ان شاء الله خدای متعال زمینه‌ای فراهم کند در جمهوری اسلامی اقدامی برای این عزیزان صورت گیرد. برخی از این افراد معلول، کارشناس و فوق‌لیسانس و بعضاً دکتر هستند انتظار آن‌ها و بنده این است از این افراد که عزیز جامعۀ ما هستند دور نشویم و مدنظر ما باشند و کاری به جهت سرگرمی به آن‌ها واگذار نماییم.

بحث پنجم: بحثی تحت عنوان حسنه و بدعه

حسنه به کار نیک اطلاق می‌شود اما بدعه چیزی است که بعداً به وجود آمده است ازجمله جشن میلاد پیامبر بزرگوار اسلام. در زمان پیامبر اسلام (ص) و خلفای راشدین و ائمۀ اطهار، جشن ولادت پیامبر اسلام وجود نداشته است و بعداً علما این جشن را ایجاد و اعلام کرده‌اند. پس میلاد پیامبر اسلام یک امر جدید است.

سلف صالح و علمای بزرگوار ما بدعه را به دو قسمت بدعۀ حسنه و بدعۀ سیئه تقسیم‌بندی کرده‌اند. هر کار جدیدی که منطبق بر کتاب و سنت باشد، کاری پسند است و آن‌ها را بدعۀ حَسَن گویند. نمونۀ دیگر؛

در زمان پیامبر اسلام حوزۀ علمیه و مدرسۀ علوم دینی به سبک امروزی وجود نداشته است که در هر مسجدی دو و یا سه طلبه مشغول خواندن علوم دینی باشند اما این کار، یک عملِ پسند است تا این‌ها تعلیم داده شوند که در آینده به دین خدمت کنند پس این عمل هرچند بدعه است اما یک بدعۀ حسنه است.

بدعۀ سیئه عملی است که به نام دین انجام می‌شود اما دین آن را تأیید نمی‌کند. جمعی از علمای تندرو در عصر حاضر همــۀ بدعه ها را سیئه و غلط می‌دانند و هرساله کسانی را که مراسم میلاد رسول‌الله را برگزار می‌کنند، مورد هجمه قرار می‌دهند.

یکی از موارد حسن و پسند در دین ما اصلاح ذات البین است. قرآن کریم و پیامبر بزرگوار بسیار ما را تشویق کرده‌اند که اگر بین دو نفر اختلافی رخ می‌دهد برای اصلاح بین آن‌ها قدم برداریم چون پیامبر ما در جهت اصلاح ذات البین قدم برداشته و قرآن کریم ما را به انجام اصلاح ذات البین امر فرموده است. مهم نیست نتیجه چه شود بلکه مهم اقدام ماست.

یکی دیگر از موارد پسند و حسن خون صلح است. پیامبر بزرگوار ما در مدینه منوره با پای پیاده به میان عشیره‌ها رفته و پول جمع کرده تا دیۀ کسی را بدهد و بین دو نفر و چند خانواده صلح و آرامش را برقرار فرماید. در منطقۀ کردنشین ما هم این کار همچنان زنده است اما دستخوش تغییراتی شده است.

اخیراً باکمال تأسف رسم شده خانوادۀ مقتول ۲ و ۳ میلیارد تومان از خانوادۀ قاتل می‌گیرند و در تلویزیون اعلام می‌کنند قاتل را بخاطر خدا بخشیدیم!!

بنده از روحانیون محترم خواهش می‌کنم خون صلح را که کار پیامبر اسلام است، دچار انحراف نکنید. شما برای خانوادۀ قاتل از طریق سایت و … سه میلیارد تومان از مردم جمع‌آوری می‌کنید تا یک قاتل آزاد شود. چرا باید آزاد شود؟ او قاتل است و باید قصاص شود.

اگر می‌گویید قصاص نشود، اشکالی ندارد ولی بدانید امروز در جمهوری اسلامی دیۀ خون ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیون تومان است لذا خانوادۀ مقتول دو برابر و سه برابر بگیرند نه چندین برابر؛ قطعاً چهار پنج سال دیگر کسی نمی‌تواند دیه بدهد؛ زیرا می‌گویند چرا فلانی کشته شده و خانواده‌اش سه میلیارد دیه گرفته‌اند پس دیۀ پسر ما که این‌چنین و آن‌چنان بوده باید ده میلیارد تومان باشد.

لذا خواهش میکنم از ماموستایان عزیز که در چنین جلساتی شرکت نکنید و مردم اورامانات را به عادات غلط سوق ندهید. بگذارید سنت درست دین ما بماند تا بیش از این ضربه نخوریم. در آینده این مردم محترم علیه ما بد خواهند گفت که چرا بعضی از کارها را رواج دادیم. در جمهوری اسلامی امروزه دیۀ تصادف ماشین در ماه‌های عادی مشخص و ۴۰۰ میلیون تومان و در ماه‌های حرام کمی بیشتر است، شما دو برابر و سه برابر بگیرید نه ده برابر؛ به خاطر خدا عادت پسند جامعه را تغییر ندهیم و مردم را گرفتار نکنیم.

این خواهش من است از تمام روحانیون محترم در ثلاث و جوانرود و روانسر و پاوه که در بعضی جلسات شرکت نکنند و اعمال پاک پیامبر بزرگوار و سلف خود را مخدوش نکنیم.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.