آخرین اخبار

کانال تلگرام

telegram2
خانه / اخبار ویژه / ماموستا قادری: اگر عمل ما خوب نباشد، هرچند برای مردم آیه و حدیث بخوانیم به حرف ما توجه نمی‌کنند

ماموستا قادری: اگر عمل ما خوب نباشد، هرچند برای مردم آیه و حدیث بخوانیم به حرف ما توجه نمی‌کنند

به گزارش سنی دیلی به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر امام‌جمعه پاوه؛ ماموستا قادری در نماز جمعه پاوه (۱۴۰۰/۰۸/۲۱) که با رعایت تمام پروتکل های بهداشتی، با حضور پرشور مردم مومن پاوه در محل مسجد­ جامع اقامه شد اظهار داشتند، اگر عمل ما خوب نباشد، هرچند برای مردم آیه و حدیث بخوانیم به حرف ما توجه نمی‌کنند.

متن کامل خطبه‌های نماز جمعۀ مورخۀ ۱۴۰۰/۰۸/۲۱ شهر پاوه

بسم‌الله الرحمن الرحیم

الحمدلله رب العالمین ثم الصلاه والتحیه والسلام علی امام المتقین سیدنا و قائدنا و مولانا محمدٍ و علی آله و صحبه و من دعا بدعوته الی یوم الدین.

قال الله تبارک و تعالی: إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَى النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً

السلام‌علیکم ورحمه الله و برکاته

هرچند مرض بی‌رحم کرونا دورادور ما را گرفته است، ولی شاکر پروردگار هستیم که باران رحمت خود را بر ما ارزانی فرمود و شاکر او هستیم که اعمال ما را نمی‌نگرد و کار خودش را انجام می‌دهد.

از برادران عزیز و خواهران محترم حاضر در مسجد و تمامی کسانی که سخنان ما را می‌شنوند تشکر می‌کنم و از خداوند رحمان و رحیم درخواست عزت، سعادت و سربلندی برای همگی شما دارم. خداوند همۀ ما را از مریضی و بلای روزگار مصون و محفوظ فرماید.

عزیزان من؛ بنده امروز چهار مطلب مختصر را خدمتتان عرض می‌کنم. ۱-نتیجۀ چهار خطبۀ ماه میلاد ۲-جمله‌ای از اقبال لاهوری ۳-مطلبی در خصوص مرز سازان و شوشمی ۴-دلیل جلوگیری از ارسال کالا از پاوه به شهرهای دیگر چیست؟

بحث اول: نتیجه چهار خطبۀ ماه میلاد

در ماه میلاد بنده ۴ خطبه در خصوص میلاد، بعثت، هجرت و رحلت رسول‌الله (ص) ایراد کردم. امروز می‌خواهم از این بحث‌ها نتیجه بگیرم که این خطبه‌ها تنها حرف بوده است یا عزیزان محب قرآن کریم هم به این خطبه‌ها توجه کرده و چیزهایی از این بحث‌ها یاد گرفته‌اند؟

حسان بن ثابت شاعر عصر رسول‌الله که بعضی او را شاعر رسول‌الله نیز می‌گویند، داشت اشعاری می‌نوشت. یکی گفت: حسان آیا می‌خواهی با اشعارت پیامبر اسلام (ص) را وصف کنی؟ حسان جواب داد: خداوند پیامبر را مدح کرده است و من کوچک‌تر از آن هستم که او را مدح کنم ولی می‌خواهم با اشعارم برای رسول خدا (ص)، خودم را معرفی کنم و با مدح رسول‌الله جایگاه خود را بالاتر ببرم.

رسول‌الله تعریف ما را نمی‌خواهد زیرا شأن و جایگاه ایشان خیلی بالاتر از تعریف ماست ولی با بیان حیات آن بزرگوار می‌خواهیم اجر و پاداشی برای خود کسب کنیم. مرحوم ماموستا محوی می‌فرماید:

چه مدحیکت بکه م لایق به تو بیت یا خیر خلق الله

منی بی خه یری نالایق که جبریلت سه نا خوانه

به یانی گه وره یی خولقی که سی که ئایه ت له شه ئنی بی

نه مه قدووری من و تویه و نه ئیشی قس و سوحبانه

بنده در ۴ جمعۀ گذشته سعی کرده‌ام و نیتم این بوده مطالبی بیان کنم اول خداوند متعال آن‌ها را قبول فرماید و ثانیاً پیامبر اسلام هم خوشحال باشد.

دیشب به یکی از دوستان گفتم سایت‌های محلی را بررسی کند تا ببینیم چند نفر مستمع این چهار خطبۀ اخیر بوده‌اند؛ خطبه میلاد ۷۹۵۰۰ نفر، خطبۀ بعثت ۷۳۵۰۰ نفر، خطبۀ هجرت ۷۵۵۰۰ نفر و خطبه وفات ۶۹۰۰۰ نفر بیننده و یا شنونده داشته‌اند که جمعاً ۲۹۰ هزار نفر در ایام ماه میلاد پیام مسجد جامعه پاوه را گوش کرده‌اند. اگر تصور کنیم ۱۰۰ هزار نفر فقط این مطالب را دیده و رد کرده باشند مطمئناً ۱۹۰ هزار نفر به این مطالب گوش داده و از آن‌ها استفاده کرده‌اند و از اخلاق و زحمت و رنج و محنت‌های پیامبر خود درس‌هایی یاد گرفته‌اند؛ لذا ممنون صاحبان سایت‌ها و رسانه های محلی هستم.

✔️ درس‌های میلاد پیامبر اسلام (ص):

قرآن کریم در آیۀ ۲۱ سورۀ مبارکۀ احزاب می‌فرماید: «لَقَدْ کَانَ لَکُمْ فِی رسول‌الله أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کَانَ یَرْجُو اللَّهَ وَالْیَوْمَ الْآخِرَ وَذَکَرَ اللَّهَ کَثِیرًا» اشکالی ندارد رسول‌الله را مدح کنیم و در وصفش شعر بخوانیم اما خداوند تبارک‌وتعالی از من و شما عمل می‌خواهد. ماها باید عملاً از پیامبر اسلام پیروی کنیم.

پس ما زمانی در زندگی به‌عنوان محمدی موفق هستیم بدانیم پیامبر اسلام چگونه رفتار کرده و ما هم پا در جا پای این بزرگوار بگذاریم. در آثار آمده است رسول خدا (ص) بر محلی گذر می‌کرد دو نفر از اصحاب پشت سر ایشان بودند کسی که در پشت سر آنان حرکت می‌کرد دید که جای پای یک نفر معلوم است تعجب کرد و گفت مگر ممکن است؟ آن دو نفر گفتند: ما در پشت رسول‌الله حرکت می‌کردیم و دقیق جا پای رسول‌الله گذاشتیم. یعنی اصحاب حتی در راه رفتن هم تخلف نمی‌کردند این است پیروی و اخلاص. پس ما از میلاد باید یاد بگیریم که اخلاق پیامبر اسلام (ص) برای ما درس است.

✔️ درس‌های بعثت پیامبر اسلام (ص):

وقتی‌که خداوند پیامبر اسلام را مبعوث کرد در آیۀ ۲۱۴ سورۀ مبارکۀ شعراء فرمود: «وَأَنذِرْ عَشِیرَتَکَ الْأَقْرَبِینَ» از خانوادۀ خودت شروع کن زیرا وقتی‌که همسر و فرزندانت از تو تبعیت نکنند سخن تو در دل مردم اثری نخواهد داشت. آن بزرگوار دعوت را شروع کرد و از اهل‌بیتش خدیجه کبری (رض) و علی بن ابی‌طالب (رض) و زید (رض) ایمان آوردند و منزلش را منور کرد و سپس دیگران را به دین دعوت فرمود و منزل دیگران را منور کرد.

زمانی بود ما می‌گفتیم: «أُنظُروا الی ما قال و لا تَنظُروا إلی منْ قال» دیگران را ننگرید بلکه به قولشان نگاه کنید. در این عصر مردم عمل ما را می‌نگرند اگر عمل ما پسند بود به سخن ما توجه می‌کنند ولی اگر عمل ما خوب نبود، هرچند برایشان آیه و حدیث هم بخوانیم به حرف ما توجه نمی‌کنند.

پس عزیزان؛ ما باید از خانوادۀ خود شروع کنیم و همسر و فرزندانمان را به دین پایبند نماییم. پیامبر بزرگوار خدیجۀ کبری و علی بن ابی‌طالب و زید را به اخلاق نیکو مسلح کرد و سپس مردم را به اخلاق دعوت فرمود.

✔️ درس‌های هجرت رسول‌الله (ص):

در مسئلۀ هجرت ما از پیامبر بزرگوار اسلام عفو و بخشش می‌بینیم. پیامبر عزیز ما در سفری که به طایف داشت، مورد آزار و اذیت بسیار قرار گرفت در هنگام برگشت از طایف فکر می‌کرد که چگونه به مکه برگردد؛ زیرا اگر مشرکان می‌فهمیدند به طایف رفته است به ایشان اجازۀ برگشت به مکه را نمی‌دادند.

زید را فرستاد تا از چند نفر بخواهند پیامبر اسلام را برای برگشت به مکه حمایت و ضمانت نمایند. سرانجام زید به نزد مطعم بن عدی رفت و این شخص قبول کرد رسول‌الله را ضمانت کند تا دوباره به مکه برگردد. پیامبر عزیز ما را به مسجدالحرام بردند و مطعم در حضور کفار مکه گفت: من این شخص (رسول خدا) را ضمانت می‌کنم و این حرکت مطعم در ذهن رسول‌الله ماند تا زمانی که در جنگ بدر حدود ۲۰ الی ۳۰ نفر از کفار مکه اسیر شدند. رسول‌الله فرمودند: اگر امروز مطعم بن عدی زنده می‌بود به احترام این شخص این اسرا را آزاد می‌کردم.

اما امروزه ما در عصر و زمانی زندگی می‌کنیم اگر ۴۰ کار خوب برای یک نفر انجام دهیم به‌محض اینکه یک کار را برایش انجام ندادیم، به ما فحش و ناسزا می‌گوید.

حاطب یکی از اصحاب رسول خدا (ص) قبل از فتح مکه به سران مکه نامه نوشت و می‌خواست نقشه عملیات پیامبر اسلام را خنثی کند. او را دستگیر کردند اصحاب گفتند: این شخص جاسوس است و مجازات جاسوس «الجاسوس یُقتَلُ» کشتن است. پیامبر اسلام مخالفت کرد و فرمود: حاطب در جنگ بدر سینه‌اش را سپر کرد و همراه ما بود، به احترام حضورش در جنگ بدر از اشتباه او چشم‌پوشی می‌کنم. پس می‌بینیم که رسول‌الله زحمات گذشتۀ افراد را فراموش نمی‌کرد.

در سال هشتم هجری مسلمانان مکه را فتح کردند. زنان و مردان کافر آمدند و در قسمتی از مطاف ایستادند و پیامبر اسلام (ص) به میان آن‌ها رفت و فرمود: در خصوص من چگونه فکر می‌کنید؟ من و خانواده و یارانم را دربه‌در کردید و ما را اذیت و آزار دادید و در جنگ‌های احد و بدر و احزاب جمع زیادی از ما را شهید کردید اما امروز ما بر شما پیروز شدیم. دربارۀ ما چگونه فکر می‌کنید؟

یک نفر جواب داد شما هم خودت و هم پدرت و اجدادت مرد بوده‌اید. حضرت فرمودند: «انتمُ الطُلقاء» همه شما آزادید. این بود اخلاق پیامبر ما. ما اگر با این اخلاق کار کنیم شکست نخواهیم خورد و آمریکا و روسیه و چین نمی‌توانند ما را فریب دهند.

✔️ درس‌های رحلت رسول‌الله (ص):

رسول خدا (ص) وقتی‌که مریض بود به یارانش فرمود: سری به شهدای احد بزنیم. دو شهید در میدان احد قرار دارند که یکی از آن‌ها حضرت حمزه (رض) است. بعد از زیارت شهداء در آخر سفر خطاب به اصحاب همراه خود فرمود: «و الله ما اخافُ أن تُشرِکو من بعدی و لکن اخشی علیکم الدنیا أنْ تنافسوا فیها» من از این ترس ندارم که شما به دوران بت‌پرستی برگردید ولی می‌ترسم دنیا شمارا فریب دهد و مادیات شمارا از مسیری که برایتان تعیین کرده‌ام منحرف سازد.

برای آرامش دل خود به خدمت سه نفر از زنان قهرمان (فاطمۀ زهرا، عایشه حمیرا و صفیه دختر عبدالمطلب) می‌رویم.

در لحظه‌ای که اصحاب مشغول دفن و داشتند بر جسم مبارک رسول‌الله (ص) خاک می‌ریختند، فاطمه زهرا خطاب به بلال فرمود: «یا بلال کیف تطوعت انفسکم ان تضعوا التراب علی رسول‌الله» ای بلال چگونه می‌توانید و به خود اجازه می‌دهید، بر جسم رسول خدا خاک بریزید. بلال در جواب فرمود: «یا ریحانه رسول الله» اگر به دست ما بود رسول‌الله (ص) را به اعلاعلیین می‌بردیم ولی این دستور خداوند است همه‌کس حتی پدر تو باید روزی به زیرخاک برود.

حضرت عایشه در شعری که منسوب به ایشان است؛ در وصف رسول خدا (ص) فرمودند: «لوامُ زلیخا لَو رَأینَ جَبینَهُ لآثَرنَ بِقَطعِ القُلوبِ عَلی الأیدِی» (آنان که زلیخا را به‌واسطۀ عشق به یوسف سرزنش می‌کردند، اگر سیمای مبارک پیامبر بزرگوار را می‌دیدند، به‌جای دستان خود قلب‌هایشان را می‌بریدند.)

صفیه دختر عبدالمطلب آهی کشید و گفت: «یا رسول‌الله کُنتَ رجاء نا… و کُنتَ بِنا بَرَّاً وَ لَم تکُ جافیا …و کنتَ رحیماً هادیاً معلِماً …وَ لِیَبکِ الیوم من کان باکیا» ای رسول شما برای ما امید بزرگی بودی و زندگی و نشست‌وبرخاست و سخن گفتن تو برای ما خیر بود. تو رحیم و راهنما و معلم ما بودی پس هر کس هرچقدر می‌تواند، برای رسول خدا گریه کند. خدا به این سه نفر جزای خیر دهد و درود و رحمت خداوند بر روح پاک رسول‌الله (ص) و سلام و درود خداوند بر شما عزیزان باد که این بحث را گوش کردید.

بحث دوم: جمله‌ای از اقبال لاهوری

زمانی که قوم حاتم طایی دعوت پیامبر اسلام را شنیدند، عدی فرزند حاتم طایی، محل زندگی خود را ترک کرد و گفت نمی‌توانم این دین را قبول کنم و به شام رفت. اصحاب رسول‌الله عشیرۀ طی را به اسلام دعوت کردند اما آن‌ها حاضر نشدند اسلام را قبول کنند. لاجرم آنان را اسیر و به خدمت رسول گرامی اسلام در مدینه آوردند که یکی از آن اسیران دختر حاتم بود.

دختر حاتم گفت: راه را بازکنید تا محمد را ببینم. علامه اقبال این داستان را به نظم درآورده و می‌فرماید:

پا در زنجیر و هم بی‌پرده بود …گردن از شرم و حیا خم کرده بود

دخترک را چون نبی بی‌پرده دید …چادر خود پیش روی او کشید

ما از آن خاتون طی عریان‌تریم …پیش اقوام جهان بی چادریم

از این اشعار اقبال بهره می گیریم و سری به یمن بزنیم که یک‌طرف مسلمان زیدی و طرف دیگر مسلمان شافعی دارند خون همدیگر را می‌ریزند؛ و الله اگر امام شافعی و امام زید زنده شوند، بر صورت هر دو طرف تف می‌کنند. ۱۷ میلیون کودک و فقیر یمنی دارند از گرسنگی می‌میرند. شما دارید چکار می‌کنید؟ در افغانستان داعش و طالبان و امامیه به جان هم افتاده‌اند. به خدا اگر امام ابوحنیفه و امام جعفر صادق زنده شوند و به افغانستان بروند، به‌صورت هر سه گروه تف می‌کنند که چرا همدیگر را می‌کشید و خانه‌های همدیگر را ویران می‌کنید؟

سری به عراق بزنیم که مسلمانان همدیگر را می‌کشند و به سمت همدیگر موشک شلیک می‌کنند، اگر علی بن ابی‌طالب (رض) در نجف و امام ابوحنیفه (ره) در بغداد زنده شوند، خطاب به هر دو طرف می‌گویند خجالت بکشید بس است از خدا و بزرگان دین شرم کنید. با این احوال حقیقتاً ما از خاتون طی عریان‌تریم.

بحث سوم: مطلبی در خصوص مرز سازان و شوشمی

دیروز با برادر محترم جناب آقای بالایی سرپرست فرمانداری پاوه حدود یک ساعت صحبت کردیم. گفتم: از شما تشکر میکنم که دارید کار می‌کنید؛ اما من هم با دیدن اوضاع غصه می‌خورم؛ دولت گذشته رفته است و دولت جدید هم تاکنون که چند ماه به سال جدید باقی است، در خصوص ابقا و یا تعیین استاندار و فرمانداران کاری انجام نداده است.

عرض کردم؛ در هفتۀ گذشته وزارت کشور دو نامه خطاب به استانداری و اداره کل گمرک کرمانشاه ارسال کرده و اعلام نموده حلبچه رسماً به استان تبدیل شده و مرز سازان نیز تعیین تکلیف شده و به‌عنوان مرز بین استان حلبچه و پاوه تبدیل و مقبول شد؛ یعنی مرز شوشمی که صدسال مرز بوده باید کنار برود این جای تأسف است. البته اگر سازان مرز مبادلات و شوشمی هم‌مرز مسافری شود بنده به این امر بسیار خوشحالم چون مردم جوانرود هم می‌توانند از مرز سازان استفاده کنند و برای آن‌ها هم خوب است.

تأسف ما اینجاست که ۴۲ سال است فریاد می‌زنیم این مرز را سروسامان دهید، اما تنها چند ماشین خاک و چند ماشین سیمان در این مرز ردوبدل می‌شود و بس!! و این درحالی‌ است که جاده‌های ما را خراب کرده‌اند و تاکنون شهرستان پاوه از مرز شوشمی هم هیچ نفعی نبرده است.

نهایت اینکه اگر هر دو مرز بازشوند مشکلی نخواهد بود اما تصور نمی‌کنم در حیات من نه شوشمی برای مسافر و نه مرخیل برای تبادلات مرزی بازشوند.

کاک آزاد استاندار محترم حلبچه پارسال به فرمانداری پاوه آمد و من را هم دعوت کردند. در آن جلسه بنده صحبت‌هایی کردم که آن‌ها را برای آینده ضبط کرده‌ام. کاک آزاد اصرار داشت تنها سازان و مرخیل به‌عنوان مرز فعالیت داشته باشد اما بنده عرض کردم پس شوشمی که صدسال مرز است چه می‌شود؟ مگر تویله جزء استان حلبچه نیست؟ اما او فقط به مرز سازان اصرار داشت و عملاً برای مرز نوسود و پاوه حساب باز نمی‌کرد.

من نمی‌دانم آه‌وافسوس و درد خود را به چه کسی بگوییم؟ از آن‌طرف مرز به ما فحش و ناسزا می‌دهند و می‌گویند: شما نوکر جمهوری اسلامی هستید و فلان و فلان و از داخل هم جمعی از مسئولان جمهوری اسلامی به ما می‌خندند. اگر واقعاً بحث تبادلات مرزی است لطفاً مرز شوشمی را هم دریابید. شما یک ماشین پر از بار را از باینگان به‌طرف مرخیل حرکت دهید اگر یک ماشین دیگر توانست از طرف دیگر حرکت کند من به شما جایزه می‌دهم.

مگر ما هم جزء این مملکت نیستیم؟ و الله رهبری نظام و مسئولان ارشد نظام نسبت به این شهر نظر مناسب و خوبی دارند پس چرا شما ما را اذیت می‌کنید؟ نمی‌دانم چرا اینگونه روی ما حساب می‌شود!!! جای تأسف است!

بحث چهارم: دلیل جلوگیری از ارسال کالا از پاوه به شهرهای دیگر چیست؟

دو روز پیش مدیرکل پست استان کرمانشاه مهمان بنده بود و درد و دل همدیگر را شنیدیم.

همه می‌دانیم که امروزه کسب‌وکارهای اینترنتی رونق گرفته است. در ادارات پست سایر شهرها در شبانه‌روز هزاران بسته مبادله می‌شوند و هر هفته بیش از ۵۰۰ بستۀ سفارشی از سیستان و بندرعباس و بندر گناوه و سایر نقاط ایران به شهر پاوه وارد می‌شوند اما ما در شهر پاوه نمی‌توانیم حتی یک وسیله به سایر شهرها ارسال کنیم و در سه‌راهی باینگان به بهانه قاچاق جلو آن‌ها گرفته و بدون اجازه این بسته‌ها را باز می‌کنند.

چرا اجازه نمی‌دهید جوانان ما کاسبی کنند!؟ امروز در شهرهای دیگر زمینه فراهم شده و جوانان دارند کار می‌کنند ولی در شهر ما در ورودی و خروجی شهر دژبانی ( ایست و بازرسی ) گذاشته شده و جای نفس کشیدن نیست!!؟ چرا این کسب‌وکار در جوانرود و سرپل ذهاب و مریوان قاچاق نیست؟ چرا فقط در پاوه قاچاق است؟

نهایت امر چون جوانان ما در شهرستان پاوه اجازه کاسبی ندارند، دو دسته شده‌اند دسته‌ای دارند به اروپا می‌روند و معلوم نیست برگردند و دسته دیگری در ازگله و مریوان ساکن شده‌اند و در آنجا سفارشات مردم پاوه را به سایر شهرهای کشور ارسال می‌کنند. واقعاً این امر برای ما سخت است؛ یعنی اگر در اصفهان یک شخص بخواهد از پاوه سفارش بگیرد که برایش ارسال شود، این امر از طریق پست پاوه امکان‌پذیر نیست و در سه‌راهی باینگان جلوی آن گرفته می‌شود. پاوه یک نوع زندان محترم است.

جناب آقای بالایی که در مسجد حضور دارید، لطفاً این مسئله را به مسئولان برسانید به خدا ما دوستدار نظام و وفادار به جمهوری اسلامی هستیم. چرا باید با این مردم این‌گونه برخورد شود؟

به فرمانده محترم انتظامی پاوه عرض می‌کنم شما بگویید دلیل قاچاق بودن بلوط چیست که مأموران شما آن را توقیف می‌کنند چرا اجازه نمی‌دهید مردم برای باغات خود کود حیوانی ببرند؟ اگر هدف شما مبارزه با قاچاق است، مرز را بگیرید و پاوه را آزاد کنید.

بنده به این خاطر این درد دل‌ها را عرض کردم می‌دانم مسئولان از من ناراحت می‌شوند ولی اگر من این حرف‌ها را نگویم چه کسی بگوید. نهایت امر دوست نداشتم این درد دل‌ها را به مسجد بیاورم. اما چاره ای نبود.

مردم هم این درد دل‌ها را می‌شنوند اما به‌محض خروج از مسجد فراموش می‌کنند باید با هماهنگی برای رفع این مشکلات قدم برداریم و مأیوس نباشیم.

خدایا خودت شاهد باش امروز آنچه مصلحت مردم و نظام و خاصتاً مقام معظم رهبری بود، بیان کردم. دیگر چگونه از آن برداشت شود مهم نیست.

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.