آخرین اخبار

کانال تلگرام

telegram2
خانه / اخبار ویژه / ماموستا عزیز بابایی: تا می توانیم نصیحت را به شکل پیشنهاد عرضه نماییم نه بصورت تحکم

ماموستا عزیز بابایی: تا می توانیم نصیحت را به شکل پیشنهاد عرضه نماییم نه بصورت تحکم

ارسال شده توسط رویال از تهران

استاد بابایی

هشتصد و بیست و دومین (۸۲۲) نمازجمعه اهل سنت در صادقیه تهران بتاریخ (۲۱) تیر ۱۳۹۸ برگزار گردیدکه موضوع خطبه عبارتست از: شیوه درست نصیحت کردن

بزرگواران گاهی نیاز پیدا می کنیم در زندگی مان به نصیحت دیگران بپردازیم.نصایحی را به فرزند، همسر، دوست، همسایه، پدر و مادر ویا شاگرد تقدیم کنیم. اگر احیانا نصیحت ما کارساز نیست همه اش مقصر در این باره نصیحت شونده نیست ممکن است به شیوه نادرست ونامناسب ما برگردد. بسیاری از ما نسبت به اطرافیانمان دلسوز هستیم اما بیشتر اوقات فن نصیحت وشیوه درست آن را نمی دانیم و در نتیجه با شیوه نامناسب مان نصیحت شونده بیشتر آزرده خاطر می گردد تا اصلاح شود.

وقتی کسی را نصیحت می کنیم، در واقع ما با قلب ها و دل هایشان تعامل می کنیم نه با جسم و کالبد آنان، از این جهت می بینیم که برخی فرزندان به نصیحت مادرانشان گوش می دهند؛ ولی به نصیحت پدران شان خیر و یا برعکس.همچنین دانش آموزان و دانشجویان به نصایح یک معلم و استاد گوش می دهند و به استاد و معلم دیگری توجه ندارند.
استادان این فن در این باره کتابها نوشته اند ودر آنها مهارتهایی را برای درست نصیحت کردن ذکر کرده اند که ما در این خطبه به برخی از آنها به عنوان نمونه اشاره می کنیم تا اگر بزرگواران خواستند خودشان موضوع را پیگیری کنند:

۱)نخستین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن این است که برای هر امر بزرگ و کوچک زیاد نصیحت نکنیم تا نصیحت شونده تصور نکند که ما مراقب حرکت ها و سکنات آنها هستیم . به قول شاعر:لیس الغبی بسید فی قومه … لکن سید قومه المتغابی یعنی: «شخص احمق سردار قوم نیست،که برای هر کوچک وبزرگ به قومش گیر بدهد بلکه سردار قوم کسی است که (از حماقت ها و نادانی های بعضی) اظهار بی اطلاعی بکند».

۲)دومین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن این است که تا می توانیم نصیحت را به شکل پیشنهاد عرضه نماییم نه بصورت تحکم : زیرا مردم دوست ندارند بر آنان تحکم شود.به طور مثال، همسرت به شما غذا تقدیم نمود در حالی که در پخت و پز و آماده کردن آن خیلی زحمت کشیده است. اما مقداری نمک آن زیاد است.پس نگو: اووه، این چه غذایی است؟!!.اعوذ بالله. یک پاکت نمک را در آن ریختی. بلکه بگوییم: اگر کمتر نمک در آن می ریختی، بهتر بود.همچنین وقتی پسرت را دیدی که لباس هایش نامناسب است، پس نصیحت را به صورت پیشنهاد به او عرضه کن، از این رو بگو: چو خوب بود تو لباس مناسبترت را می پوشیدی.اگر دانش آموزی از کلاس درس تأخیر نموده است به او بگو: اگر دو مرتبه از کلاس تأخیر نکنی بهتر است. لذا همیشه این روش ها و شیوه ها را استعمال کنید.

۳)سومین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن این است که اگر توانستی بهتر است توجه کسی را که اشتباهی کرده است طوری به اشتباهش جلب نمایی که او اصلاً احساس نکند.مثال اول برای این مهارت :شخصی در محضر عبدالله بن مبارک عطسه زد و الحمدلله نگفت. آنگاه عبدالله گفت: هرگاه کسی عطسه بزند چه دعایی بخواند؟آن شخص گفت: «الحمدلله». آن وقت عبدالله بن مبارک گفت: «یرحمک الله».مثال دوم برای این مهارت :شخصی از یکی از علما کتابی به عاریت گرفت و پس از چند روزی کتاب را در حالی بازگرداند که بر آن اثر غذا بود گویا بر آن غذا یا انگور گذاشته است.اما صاحب کتاب خاموش شده و چیزی نگفت: پس از چند روز دوباره آن شخص آمد تا کتاب دیگری را به عاریت بگیرد. آن عالم کتاب را داخل یک سینی گذاشت و به او داد!آن شخص گفت: من از شما کتاب خواستم، سینی را چکار کنم؟!گفت: کتاب به خاطر این که آن را بخوانی و سینی به خاطر این که غذایت را در آن بگذاری؛ او کتاب را برداشت و رفت؛ زیرا پیام را دریافت نمود.مثال سوم برای این مهارت: شخصی شبانه به خانه اش می آمد و پیراهنش را از تن بیرون می آورد و بر جا لباسی آویزان می کرد و می خوابید.آنگاه همسرش می آمد و کیف پولش را باز می کرد و از کیف مقداری پول برمی داشت.وقتی صبح مرد از خواب بیدار می شد و به کارش می رفت و نیاز داشت تا با سوپرمارکت محل یا غیره تسویه حساب کند پولی در جیبش نمی دید. مرد همسرش را تعقیب نمود تا این که به اصل قضیه پی برد. از این جهت روزی خرچنگی در جیبش گذاشته و به خانه اش بازگشت و طبق معمول پیراهنش را در آورد و خودش را به خواب زد و در حالی که مواظب پیراهنش بود شروع به خرو وپف کردن نمود.همسرش نیز طبق عادت همیشگی آمد تا مقداری پول بردارد! بنابراین، آهسته آهسته به طرف پیراهن آمد و با آرامش تمام دستش را در جیب فرو برد تا این که خرچنگ را لمس نمود، و ناگهان خرچنگ حرکت نمود، زنش فریاد برآورد: آه دستم! در این هنگام شوهرش چشمانش را باز کرد و گفت: آه جیبم.

۴)چهارمین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن این است که به هنگام نصیحت دیگران از خودت تعریف ننمایی: لذا خودت را بالا ببری و شخصی را که نصیحت می کنی به زمین بزنی. هیچکسی به این راضی نخواهد شد.مثلاً برخی پدران وقتی فرزندان شان را نصیحت می کنند، شروع به ذکر فضایل و بزرگواری های خویش می نمایند، من چنین و چنان بودم و چه بسا که پسر از گذشته پدرش خبر دارد!!اگر نیاز شد تا در وقت نصیحت، مثالی ذکر نمایی، کوشش کن از خودت مثال نزن و در آن به جوانمردی ها و بزرگ منشی های خودت اشاره نکن، بلکه از دیگری مثال بزن تا شخصی که او را نصیحت می کنی احساس نکند که او را تحقیر می کنی و از خودت تعریف می کنی.چون هیچ انسانی تحقیر شدن را نمی پذیرد وبهترین نصیحت با تحقیر کردن طرف به بکنی او نمی پذیرد چون احساس می کند با این نصیحت شخصیتش را خرد می کنی.

۵) پنجین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن این است که نصیحت کردن بطور خلاصه ومختصر یاشد: می گویندزیاد سخن گفتن و اندرز طولانی اعتبار ندارد، بلکه شیوه و اسلوب نصیحت گر مهم است.پس اگر خواستی کسی را نصیحت نمایی حتی الامکان خلاصه کن اگر در نصیحت های شخصی و مستقیم نبوی و سایر بزرگان نه در نصیحت های عمومی آن بزرگان دقت نمایی، متوجه می شوی که هیچ اندرزی از یک یا دو خط اضافه نمی شود. سعدی در گلستان می نویسد: از داناى پیرى شنیدم در نصیحت به یکى از مریدان خود چنین مى گفت :اى پسر به همان اندازه که دل انسان به رزق و روزى تعلق دارد، اگر به روزى دهنده تعلق داشت ، مقام او از مقام فرشتگان بالاتر مى رفت.

۶)ششمین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن این است که تا می توانی از جدال ومجادله عقیم وبی ثمر با نصیحت شونده پرهیز کن:زیرا هدف رساندن نصیحت به اوست نه گشودن دروازه جدل .رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – فرمودند: هیچ قومی پس از هدایتی که بر آن قرار داشتند گمراه نشدند، مگر این که به جدال دست یازیدند.نیز آنحضرت – صلى الله علیه وسلم – فرمودند: من کفیل خانه ای در وسط بهشت هستم برای کسی که جدال و مباحثه را ترک نماید اگرچه ذی حق باشد.پس مقصود نهایی شما این باشد که شخص نصیحت شده به اشتباهش پی ببرد تا در مرتبه دوم از آن اجتناب نماید، نه این که تو بر او غالب باشی؛ زیرا تو با او در میدان کشتی و نبرد نیستی.

۷) هفتمین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن این است که کلماتی انتخاب کن که نصیحت شونده احساس کند که تو دلسوزش هستی . در قرآن پیامبران وقتی می خواستند قومشان را نصیحت کنند هم به آنها صریح می گفتند که ما دلسوز برای شما هستیم و هم با کلماتی مانند ای قوم من آنان را مخاطب قرار می دادند تا بدانند که آنها را از خودشان می دانند.

۸)هشتمین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن اینست که کسی را آشکارا در بین دیگران نصیحت نکن.چون اکثر مردم دوست ندارند که در حضور دیگران آشکارا نصیحت شوند ولی اگر با آنان خلوت شود و به تنهایی نصیحت شوند، بهتر و راحت تر مساله را قبول کرده و درک می کنند امام شافعی – رحمه الله – در این باره می فرماید:تعمدنی بنصحک فی اتفرادی … وجنبنی النصیحه فی الجماعه// به تنهایی من را نصیحت کرد و از نصیحت کردن در بین مردم خودداری کرد فإن النصح بین الناس نوع من … التوبیخ لا أرضی إستماعه// در حقیقت نصیحت کردن در بین مردم نوعی سرزنش است که در این حالت دوست ندارم به آن گوش کنم فإن خالفتنی وعصیت قولی … فلا تجزع إذا لم تعط طاعه// اگر با من مخالفت کنی و به حرف هایم گوش ندهی، پس ناراحت نباش اگر جواب تو را ندادم و از تو اطاعت نکردم ناراحت و دلتنگ مباش؛ این خصلت جزء ذات بشری است مگر برای کسی که به حدّ پختگی رسیده و نصیحت پذیر باشد اگر چه او هم این روش نصیحت کردن را دوست ندارد.

۹) نهمین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن اینست که قبل از نصیحت با یادآوری ویژگی متمایز شخص او را برای نصیحت کردن آماده کنی : مثلا سیدنا محمدبن عبدالله – صلى الله علیه وسلم – روزی سیدنا عمر – رضی الله عنه –را دید دور کعبه طواف می کند و در مقابل حجر اسود قرار مردم را هل داده و حجر اسود را بوسه نمود ابتدا رسول خدا او را برای پذیرفتن نصیحت آماده کرد، فرمود: «ای عمر! تو فرد قوی هستی». و عمر از این تمجید خوشحال شد.آنگاه فرمود: «نزد حجر اسود ازدحام نکن و مردم را هل نده».یا روزی سیدنا محمدبن عبدالله – صلى الله علیه وسلم – می خواست ذکری را بعد از نماز به «معاذ بن جبل» یاد دهد. لذا رو به معاذ نموده و گفت: ای معاذ! به خدا قسم من تو را دوست دارم، وقتی معاذ را برای قبول نصیحت آماده ساخت. لذا وقتی روح معاذ آرام گرفته و شادمان گشت، نصیحت را به وی ابراز نمود فرمود: پس بعد از هر نمازی این دعا را ترک نکن و بگو: «اللَّهُمَّ أَعِنِّی عَلَى ذِکْرِکَ، وَشُکْرِکَ، وَحُسْنِ عِبَادَتِکَ»پروردگارا مرا بر ذکرت وشکرت وحسن عبادتت کمکم کن.

۱۰) دهمین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن اینست که قبل از نصیحت به اشتباه طرف مطمئن باشی: شخصی نزد رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – آمد. رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – به او نگاه کرد، دید که ژنده پوش و آشفته ظاهر و موهایش پر گرد و غبار است. لذا خواست به او نصیحت کند تا وضعیت ظاهری اش را اصلاح نموده و سامان دهد. اما خواست قبل از نصیحت مطمئن شود که این شخص در اصل فقیر و نادار نیست. لذا به او فرمود: آیا شما مال و سرمایه دارید؟ آن مرد گفت: بله. آنحضرت – صلى الله علیه وسلم – پرسید: دارای چه نوع مال هستی؟ او گفت: من هرگونه مال دارم از قبیل: شتر، برده، اسب و گوسفند. رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – فرمود: وقتی خداوند به تو مال داده است، پس باید اثر آن بر تو نمایان گردد..

۱۱) یازدهمین مهارت در شیوه درست نصیحت کردن اینست که بتوانی به نصیحت شونده کمک کنی تا به زشتی اشتباهش پی ببرد : زیرا «وقتی شخص اشتباه کننده به زشتی اشتباهش پی ببرد نسبت به نیازمندی اش به نصیحت قانع می شود و پذیرش آن بیشتر و قانع بودنش بزرگتر می شود».در حالی که رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – در مجلس مبارکش نشسته بود و اصحاب پاک و مطهر پیرامونش حلقه زده بودند؛ جوانی وارد مسجد شد در حالی که اصحاب در پیرامونش نشسته بودند.جوان با کمال جرأت گفت: یا رسول الله! مرا به زنا اجازه بده!!رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – به سوی جوان نگاه کرد با مهربانی و آرامش گفت: آیا با زنای مادرت راضی می شوی؟ جوان تکان خورد و در ذهنش آمد که با مادرش زنا کند! لذا گفت: نه، نه. با مادرم راضی نخواهم شد. باز آنحضرت – صلى الله علیه وسلم – با آرامش گفت: همچنین مردم به زنای مادران شان راضی نخواهند شد. باز دو مرتبه از او پرسید: آیا برای خواهرت راضی می شوی؟ دو مرتبه جوان تکان خورد و در خیالش آمد که با خواهر پاکدامنش زنا می کند! بلافاصله گفت: نه، نه. به زنای خواهرم راضی نمی شوم! باز رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – فرمود: همچنین مردم به زنای خواهران خویش راضی نمی شوند. سپس رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – پرسید آیا با زنای عمه و خاله ات راضی می شوی؟! و جوان می گفت: نه نخیر! پس رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – فرمود: آنچه را برای خودت می پسندی برای دیگران بپسند و آنچه را برای خودت نمی پسندی برای دیگران نپسند.در این لحظه جوان فهمید که او در اشتباه است. بنابراین، در کمال فروتنی گفت: یا رسول الله! از خدا بخواه که قلبم را پاک کند. آنگاه رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – او را صدا کرد و جوان نزدیک و نزدیکتر می شد تا این که در جلو آنحضرت – صلى الله علیه وسلم – نشست و سپس دستش را بر سینه اش گذاشت و گفت: خدایا! قلبش را هدایت ده و گناهش را ببخش و فرجش را حفظ فرما.جوان در حالی از محضر آنحضرت – صلى الله علیه وسلم – بیرون رفت در حالی که می گفت: سوگند به خدا در حالی نزد رسول خدا – صلى الله علیه وسلم – داخل شدم که هیچ چیزی از زنا نزدم پسندیده تر نبود و در حالی از نزد او بیرون شدم که هیچ چیزی از زنا در نزدم مبغوض تر نبود. همچنین به استعمال عواطف بنگرید او را صدا کرد و دستش را بر سینه اش گذاشت و برایش دعا کرد. یعنی تمام اسلوب ها را برای کسانی که در جلوش بودند، به کار گرفت. پس از این که او را به زشتی آن کار قانع کرد تا از روی قانع بودن خودش آن را ترک کند و هرگز آن را انجام ندهد نه در جلو او و نه پشت سرش.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.