آخرین اخبار

کانال تلگرام

telegram2
خانه / اخبار ایران / ماموستا عزیز بابابی: امیدواریم والدین به تربیت فرزندانشان توجه کنند همان طور که به مالشان توجه می کنند

ماموستا عزیز بابابی: امیدواریم والدین به تربیت فرزندانشان توجه کنند همان طور که به مالشان توجه می کنند

ارسال شده توسط رویال از تهران

مسجد اهل سنت صادقیه تهران

هشتصد و سی و سومین (۸۳۳) نمازجمعه اهل سنت در صادقیه تهران بتاریخ (۵) مهر ۱۳۹۸ برگزار گردیدکه موضوع خطبه عبارتست از: اهمیت تربیت دینی واخلاقی فرزندان در خردسالی

بی تردید تربیت دینی واخلاقی وادب آموزی وکاشتن نهال پرهیزگاری در درون فرزندان از مهم ترین و در عین حال دشوارترین وظایف والدین در سراسر طول زندگی شان است.زیرا فرزندان امانتهایی هستند که الله متعال به دست پدر و مادرانشان به امانت سپرده اند. رسول خدا (صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم) میفرماید: “بهترین هدیه والدین به فرزندان خود، تربیت خوب آنها است”.(ترمذی)
امام محمد غزالی در این باره می نویسد:”باید دانست که تربیت فرزندان یکی از مهمترین و اساسی ترین امور زندگی است. فرزندان در نزد والدینشان امانت اند. و قلب پاک آنها گوهرهای گرانبها و بی غل و غشی است که از هرگونه نقش و تصویری خالی اند و پذیرای هرگونه نقشی میباشند و به هر سویی که خواسته شود، متمایل میشوند. و چنانچه به کار و گفتار خیر و آموزنده عادتشان دهند، براساس آنها بزرگ میشوند و سعادت دنیا و آخرت را کسب میکنند و پدر و مادر و معلم و مربی نیز با آنان سهیم خواهند بود.اما چنانچه به شرارت و بدکاری خو کنند بدبخت و بد سرانجام شده و نابود میگردند. و اگر والدین در مورد تربیت فرزندان کوتاهی کرده باشند ـدر مجازات گناه و خلافکاری آنها شریک خواهند بود. خداوند متعال میفرماید:{ یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آَمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَأَهْلِیکُمْ نَارًا } (تحریم / ۶)”ای کسانی که ایمان آورده اید، خود و خانواده هایتان را از (عذاب) آتش حفظ نمایید”. شاعری چه خوب گفته است://لیس الیتیم من انتهی أبواه من … هم الحیاه وخلفاه ذلیلا// یتیم کسی نیست که پدر و مادرش مرده باشند و او را بی پناه و درمانده بر جای گذاشته باشند إن الیتیم هو الذی تلقی له … أمّاً تخلَّتْ ، أو أباً مشغولا ) // «. یتیم واقعی کسی است که پدر ومادر در حال حیات دارد ولی نسبت به تربیت او مادر بی توجه و پدرهم سرگرم و مشغول به کارهای خود است».
یکی از نکات مهم در تربیت دینی واخلاقی فرزندان، تربیت اطفال از همان ابتدای دوران طفولیت و کودکی است، در این دوران ذهن کودک مستعدتر و نیروی حافظه اش قوی تر و توانایی پذیرش او بیشتر است. سیدنا محمدبن عبدالله ـ صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ـ به همین مطلب اشاره دارد، آنجا که می فرماید:«چیزی که در کودکی به فرزند آموخته شود، مانند نقشی است که بر سنگ حک می شود». (روایت بیهقی و طبرانی) علم روان شناسی و تربیت نیز این مطلب را تائید نموده است.

بدون شک ادب آموزی و تربیت دینی واخلاقی فرزند در دوران طفولیت و کودکی فرزند بهترین نتایج ممکن را خواهد داد، در صورتی که تربیت در بزرگی برای کسی که خواهان کمال و رفعت است، بسیار مشکل خواهد بود. به قول شاعر:قد ینفع الأدب الأولاد فی صغر … ولیس ینفعهم من بعده أدب// تربیت فرزندان در سن کودکی و طفولیت ثمربخش است و بعد از آن ـ در بزرگسالی ـ تربیت فایده ای ندارد. إن الغصون إذا عدلتها اعتدلت … ولا تلین ـ ولو لینته ـ الخشب// شاخه جوان و نرم را اگر بخواهی راست کنی می شود [شکل می پذیرد هر طور بخواهی] اما هنگامی که به چوبی خشک تبدیل شد دیگر شکل پذیر نخواهد بود.

در قرون اولیه اسلامی بیش از هر چیز وپیش از هر چیز به به تربیت دینی واخلاقی وادب آموزی فرزندان اهمیت داده می شد.حتی سلف صالح به اندازه تربیت دینی واخلاقی فرزندانشان به تربیت دینی خادمان وکنیزانشان می پرداختند .یک نمونه عرض کنم سیدنا ابوبکر – رضی الله عنه – خادمش عامر بن فهیره – رضی الله عنه – را چنان تربیت دینی نموده بود که او توانست در جریان هجرت رسول خدا صلی الله علیه وعلی آله وصحبه وسلم ویار غارش رل ونقش بسیار مهمی را ایفا کند. عامر – رضی الله عنه – ، گوسفندان ابوبکر را در اطراف مکه می چراند و هشیارانه و بی آنکه بی تدبیری نماید، گوسفندان را به سوی غار ثور میبرد تا پیامبر – صلى الله علیه وسلم – و ابوبکر – رضی الله عنه – از گوشت و شیر گوسفندان بخورند. کار دیگری که عامر – رضی الله عنه – میکرد، این بود که گوسفندان را به دنبال عبدالله بن ابوبکر – رضی الله عنه – به راه می انداخت تا رد پایی از عبدالله به جا نماند. اینها، نشانه ی فراست و ذکاوت عامر – رضی الله عنه – در انجام اموری است که موفقیت سفر هجرت را به دنبال داشت.

سیدنا علی رضی الله عنه می فرماید: اگر فرزندان تربیت دینی واخلاقی نبینند فرومایگان دنباله رو هر صدایی می شوند، که هر بادی از طوفانهای شهوات وشبهات آنها را به سمت و سوی خود میبرد.
تربیت دینی واخلاقی فرزندان در اسلام آثار وبرکات زیادی در دنیا و آخرت برای او ووالدینش دارد. پیامبر صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ می فرماید: «إِذَا مَاتَ الْانسان انْقَطَعَ عَنْهُ عَمَلُهُ إِلَّا مِنْ ثَلَاث: صَدَقَهٍ جَارِیَهٍ، أَوْ عِلْمٍ یُنْتَفَعُ بِهِ مِن بَعده، أَوْ وَلَدٍ صَالِحٍ یَدْعُو لَهُ» (مسلم)«هرگاه انسان بمیرد عملش قطع می گردد مگر از سه چیز: صدقه جاریه یا علمی که پس از وی از آن استفاده می شود یا فرزند صالحی که برایش دعا می کند.»
اما اگر در تربیت آن ها کوتاهی ورزند خود والدین هم گناهکار می شوند و فرزندان برایشان بلایی می شوند.بنابراین امیدواریم والدین به تربیت فرزندانشان توجه کنند همان طور که به مالشان توجه می کنند؛ بلکه باید بیشتر از مال، به آن ها توجه نمایند؛ چون مال و پول از میان می رود؛ امّا فرزندان بخشی از انسان هستند که در زندگی و بعد از مرگ به او فایده می رسانند.در تاریخ اسلام می بینیم اگر خود والدین نمی توانستند از عهده تربیت فرزندانشان برآیند دنبال مربیان بودند تا آنها امر تربیت فرزندانشان را بر عهده بگیرند به آنها قرآن بیاموزندتا آنجایی که گاهی جور استاد راهم از مهر پدر بهتر می دانستندسعدی می نویسد: پادشاهى پسر به مکتب داد//لوح سیمینش بر کنار نهاد..بر سر لوح او نبشته به زر//جور استاد به ز مهر پدر…حکما گفته اند:آدمیزاد دو معلم دارد ۱)آموزگار۲)روزگار..اگرفرزندی مطالب مهم زندگی راباشیرینی از آموزگار نیاموزد روزگار با تلخی به او آن مطالب را خواهدآموخت البته اولی به قیمت جان آموزگار. دومی به قیمت جان فرزند
ثواب تربیت دختران از ثواب تربیت پسران هم زیادتر است: در این باره احادیتی هستند که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ ثواب تربیت دو دختر را دخول به بهشت ونجات ازآتش جهنم می فرمایند
تربیت دینی واخلاقی به وسیله اندرز دادن و نصیحت نمودن یکی از مهمترین روش تربیت است:یکی از مهم ترین عوامل مؤثر در تربیت ایمانی و رشد اخلاقی، روانی و اجتماعی کودک، تربیت به وسیله نصیحت و موعظه است، قرآن کریم در مواضع متعددی از این روش استفاده کرده است و روان آدمیان را مخاطب قرار داده و در آیات متعددی تکرار نموده است. وهمینطور اندرزهای یک پدر نمونه را بطور کامل در قرآن نقل کرده واسم سوره را هم اسم آن پدر اندرز دهنده گذاشته است:وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ و چنین بود که لقمان به پسرش در حالى که او را اندرز مى داد، گفت: یَابُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ پسر جان، به خداوند شرک نورز.پس لقمان علت آن را برایش چنین بیان نمود: إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ (۱۳):. به راستى که شرک ستمى بزرگ است. سپس در باره والدین سفارش می کند:وَوَصَّیْنَا الْإِنسَانَ بِوَالِدَیْهِ و انسان را [نسبت] به پدر و مادرش [به نیکى] سفارش کرده ایم.دلیلش اینست: حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْنًا عَلَى وَهْنٍ مادرش با ضعف روز افزون او را آبستن بوده است وَفِصَالُهُ فِی عَامَیْنِ و از شیر باز گرفتنش در دو سال است أَنِ اشْکُرْ لِی وَلِوَالِدَیْکَ إِلَیَّ الْمَصِیرُ (۱۴) [سفارش کرده ایم] که براى من و پدر و مادرت شکرگزار و باز گشت به سوى من است وَإِن جَاهَدَاکَ عَلَى أَن تُشْرِکَ بِی مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا و اگر تو را بر آن داشتند که چیزى را که به [حقیقت] آن دانشى ندارى به من شرک آورى، از آنان اطاعت مکن وَصَاحِبْهُمَا فِی الدُّنْیَا مَعْرُوفًا و در دنیا با آنان به نیکى معاشرت کن وَاتَّبِعْ سَبِیلَ مَنْ أَنَابَ إِلَیَّ و از راه کسى پیروى کن که به سوى من [آهنگ] باز گشت دارد ثُمَّ إِلَیَّ مَرْجِعُکُمْ آن گاه بازگشتتان به سوى من است فَأُنَبِّئُکُم بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ (۱۵) ) {۱۴} پس شما را از آنچه مى کردید، آگاه خواهم ساخت.

سپس نهال پرهیزگاری را در درونش می کارد: یَابُنَیَّ إِنَّهَا إِن تَکُ مِثْقَالَ حَبَّهٍ مِّنْ خَرْدَلٍ فَتَکُن فِی صَخْرَهٍ أَوْ فِی السَّمَاوَاتِ أَوْ فِی الْأَرْضِ یَأْتِ بِهَا اللَّهُ پسرجان، بى گمان اگر آن [عملى] هموزن دانه اى از سپندان باشد، آن گاه در [میان] تخته سنگى یا در آسمانها یا در زمین باشد، خداوند آن را در میان خواهد آورد.. زیرا :: إِنَّ اللَّهَ لَطِیفٌ خَبِیرٌ (۱۶) بى گمان خداوند باریک بین با خبر است. و از درون اشیا و اسرار آن و از پوشیدگی های صحرا و دریا آگاه است. منطور این است که انسان همواره باید خدا را مدنظر داشته باشد و او را مراقب خویش بداند و تا جایی که می تواند از او فرمانبرداری نماید. خداوند در اینجا آدمی را از عمل زشت هرچند که کم باشد برحذر می دارد. یَابُنَیَّ أَقِمِ الصَّلَاهَ پسرجان، نماز را بر پاى دار . وَأْمُرْ بِالْمَعْرُوفِ وَانْهَ عَنِ الْمُنکَرِ و به نیکى فرمان ده و از ناپسند باز دار و همین اندرز باعث می شود که فرزند کوچک کار خوب را بشناسد تا به آن دستور دهد و منکر را نیز بشناسد تا از آن نهی کند. نرمی و بردباری را پیشه خود کندزیرا می فرماید:وَاصْبِرْ عَلَى مَا أَصَابَکَ و بر هر آنچه به تو برسد بردبارى کن و در برابر مشکلاتی که به تو می رسد شکیبا باش. نیز این امر باعثت می شود که خود فرزند کار خوب را انجام دهد و از کار بد دست بردارد. و تلاش کند با انجام کار خوب و ترک کار بد خویشتن را به حد کمال برساند ودیگران را نیز با امر و نهی خود به حد کمال برساند. إِنَّ ذَلِکَ مِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ (۱۷) که این از کارهاى بزرگ و سترگ است .آنچه لقمان فرزندش را به آن پند داد از کارهای مهم و اساسی است که باید بر آن عزم را جزم کرد و بر آن ثبات ورزید. و کسی می تواند این کارها را بکند که دارای اراده محکم و قوی باشد.سپس ارتباط وتعامل ورفتار درست با انسانها را به او می آموزد: وَلَا تُصَعِّرْ خَدَّکَ لِلنَّاسِ و رخسار خود را از مردم بر متاب وَلَا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحًا و در زمین خرامان راه مرو زیرا: إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ کُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ (۱۸) بى گمان خداوند هیچ متکبر فخر فروشى را دوست نمى دارد. و با فروتنی و تواضع راه برو، و با تکبر و خودپسندی راه مرو، و نیز خود را به هنگام راه رفتن به مُردگی و بی جانی مزن. وَاقْصِدْ فِی مَشْیِکَ و در رفتارت میانه روى کن وَاغْضُضْ مِن صَوْتِکَ و آوازت را آهسته بدار إِنَّ أَنکَرَ الْأَصْوَاتِ لَصَوْتُ الْحَمِیرِ (لقمان/۱۹ ) [بدانکه] بدترین آوازها آواز خران است و به خاطر رعایت ادب در پیشگاه خدا، نیز به جهت رعایت ادب در پیشگاه مردم صدایت را پایین بیاور.چرا که زشت ترین و بدترین صداها، صدای خران است. پس اگر صدای بلند فایده و منفعتی داشت مخصوص خرها نبود، که خود نیز می دانی صدای بلند خر زشت و ناپسند است.

و این وصیت ها و سفارشاتی که لقمان به فرزندش کرد اساس هر حکمتی است و منافع و آداب بسیاری را دربر دارد :لقمان پسرش را به اصل دین یعنی توحید فرمان داد و از شرک نهی کرد و علت ترک کردن شرک را برایش بیان نمود.فرزندش را به نیکی کردن با پدر و مادر دستور داد و دلایل نیکی با پدر و مادر را نیز برای او بیان نمود. و پسرش را به سپاسگزاری از خدا وتشکر و قدردانی از پدر و مادر فرمان داد، سپس متذکر شد که اگر آنها به گناه و معصیت خدا دستور دادند نباید از آنان اطاعت نمود. با وجود این فرزند باید با آنها به نیکی رفتار کند. و به فرزند توصیه کرد که همواره خدا را مدنظرداشته باشد و او را از حاضر شدن در بارگاه خدا بیم داد و به او گفت: خداوند تمامی خوبی ها و بدی های کوچک و بزرگ را حاضر می آورد. و فرزند را از تکبر و فخرفروشی نهی نمود و به او فرمان داد تا فروتن و متواضع باشد. و به او دستور داد در هنگام سخن گفتن صدایش را پایین بیاورد.و او را فرمان داد که امر به معروف و نهی از منکر نماید، و وی را به بردباری و نماز که این دو هرکاری را آسان می کنند توصیه کرد.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.