آخرین اخبار

کانال تلگرام

telegram2
خانه / اخبار ویژه / خطبه نماز جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ مسجد اهل سنت صادقیه تهران

خطبه نماز جمعه ۶ مرداد ۱۳۹۶ مسجد اهل سنت صادقیه تهران

ارسال شده توسط احمداز خراسان

مسجد اهل سنت صادقیه تهران

موضوع خطبه: میانه روی در مصرف
خطیب جمعه اهل‌سنت صادقیه تهران:استاد عزیز بابایی

در مصرف افراط و تفریط عواقب ناپسندی هم در دنیا وهم در آخرت وجود دارد. برای همین بخشی از شریعت اسلام ، ناظر به اصلاح در حوزه رفتاری انسان در چگونگی مصرف و بهره گیری از چیزهاست؛ چه اگر کسی در مصرف بد عادتی کند و راه افراط یا تفریط را بپیماید دیگر در حدی نمی ماند که بگوید بسم هست و به اصطلاح او دیگر حد یقف ندارد. از این رو نمی تواند ازهر چیزی به مقدار نیاز و یا به طریق درست بهره گیرد. از این رو نیازمند آموزه هایی است تا وی را در مصرف درست و مناسب یاری رساند.ما در این خطبه به سه نوع مصرف نادرست که انسان را بسوی افراط وتفریط نه بسوی اقتصاد ومیانه روی در مصرف می کشاند می پردازیم که واژه ها واصطلاحات قرآنی و دینی هستند که عبارتند از:۱ – اسراف۲ – تبذیر۳ – تقتیر
اسراف در لغت: محمد بن علی شوکانی در فتح القدیر می نویسد: (( اسراف در لغت ، زیاده روی در قصد، عدم توازن درمصرف مال، و گذاشتن مال در غیر جا و موضع آن می باشد. واسراف ممنوع یعنی مصرف نمودن مال در غیر طاعت الله (جل جلاله) کم باشد و یا زیاد.))
اما اسراف در اصطلاح: در([التسهیل لعلوم التنزیل]) آمده که اسراف ،زیاده روی در حلال می باشد،علامه جرجانی می گوید: «اسراف تجاوز حد در نفقه را گویند. وبعضی ها گویند: چیزی را که حلال است اضافه از حد اعتدال ومقدار حاجت بخورد اسراف است.» ([فی ظلال القرآن تالیف سید قطب])در این آیه (وَالَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً) فرقان آیه ۶۷یعنی و کسانیند که به هنگام خرج کردن ( مال برای خود و خانواده ) نه زیاده روی می کنند و نه سختگیری ، و بلکه در میان این دو ( یعنی اسراف و بخل ، حد ) میانه روی و اعتدال را رعایت می کنند .اسراف در نفقه استعمال شده است، یعنی بنابراین وقتی کسی مال حلال خود را در نفقه ی حلال استعمال می کند، در استعمال همین حلال نباید زیاده روی و یا کوتاهی کند.
تبذیر در لغت: تبذیر در لغت از کلمه ی بذر گرفته شده است به معنای پاشیدن است.
تبذیر در اصطلاح: مصرف مال در چیزهای غیر مناسب می باشد، و یا مصرف مال بدون حق می باشد. بنابراین مصرف مال در چیز های حرام را تبذیر گویند.(وَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَالْمِسْکِینَ وَابْنَ السَّبِیلِ وَلا تُبَذِّرْ تَبْذِیراً – إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ وَکانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً) ([۲۲])در این آیه ی شریفه تبذیر در خوردن حق دیگران استعمال شده است.
فرق بین اسراف وتبذیر: علامه ابن عابدین می گوید: «اسراف مصرف نمودن مال در چیز های حلال و مناسب اضافه از آنچه لازم است می باشد، وتبذیر مصرف نمودن در چیز های غیر مناسب است.»
بر اساس گفته ی علامه ابن عابدین هرگاه کسی در خوراک حلال زیاده روی کند، و به عوض یک کیلو گوشت که برایش کافیست دو کیلو مصرف کند، اسراف نموده است، واما مصرف نمودن پول برای شراب، موسیقی های حرام، مجالس رقص و طرب تبذیر می باشد. (إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطِینِ) (إسراء آیه ۲۷)
تقتیر در لغت: تقتیر در لغت بمعنای تضییق (تنگی) بخیلی وغیره میاید.
تقتیر در اصطلاح: تقتیر را مفسرین در آیه ی شریفه (وَالَّذِینَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ یُسْرِفُوا وَلَمْ یَقْتُرُوا وَکانَ بَیْنَ ذلِکَ قَواماً) ([فرقان /۶۷]) و کسانیند که به هنگام خرج کردن ( مال برای خود و خانواده ) نه زیاده روی می کنند و نه سختگیری ، و بلکه در میان این دو ( یعنی اسراف و بخل ، حد ) میانه روی و اعتدال را رعایت می کنند .به مفهوم کوتاهی نمودن در نفقه، که درمقابل اسراف استعمال می شود، بیان داشته اند، یعنی اسراف زیاده روی در نفقه و تقتیر کوتاهی در نفقه می باشد. سید قطب می گوید: اسراف و تقتیر در محیط اجتماعی و مجالات اقتصادی خلل وارد می کند
خلاصه خداوند متعال اسرافکاران یعنی: کسانی که بی حساب و کتاب وبیشتر از نیازشان اموالشان را نه خرج بلکه حیف ومیل می کنند وهدر می دهند را دوست ندارد ولی در حد نیاز برخوردار شدن از نعمتهای خدا را دستور داده است وهمچنین سخت گرفتن در برخوردار شدن از متاع دنیا را دوست ندارد: یَا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَکُمْ عِندَ کُلِّ مَسْجِدٍ وکُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ سوره أعراف آیه ۳۱ ای آدمیزادگان ! در هر نماز گاه و عبادتگاهی ، خود را ( با لباس مادی که عورت شما را بپوشاند ، و با لباس معنوی که تقوا نام دارد ) بیارائید ، و بخورید و بنوشید ولی اسراف و زیاده روی مکنید که خداوند مسرفان و زیاده روی کنندگان را دوست نمی دارد .
خداوند متعال و تبذیرگران را یعنی:آنهایی که استفاده ی نابجا؛از اموالشان را می نمایند برادران شیطان می گویند. { إِنَّ الْمُبَذِّرِینَ کَانُوا إِخْوَانَ الشَّیَاطِینِ وَکَانَ الشَّیْطَانُ لِرَبِّهِ کَفُورًا } (اسراء / ۲۷)”بیگمان ریخت و پاش کنندکان برادران (و همنشینان) شیطانها هستند و شیطان هم بسیار (نعمتهای) خداوند را ناسپاس مینماید”.یعنی ریخت و پاش و بیش از نیاز مصرف کردن که در اسلام حرام هستند.
پس مسلمان موظف است معصیت پروردگار را انجام ندهد و در هزینه های زندگی حکیمانه خرج کند و درصدد باشد تا بنده ای شکرگزار بوده و در پی جلب خوشنودی و رضایت الله تعالی باشد.خرج مال و ثروت در خوردنی ها و نوشیدنی ها به صورت صحیح، از اقتصاد و میانه روی است که نه اسرافی در کار باشد و نه بر اهل و عیال سخت بگیرد و مایحتاج لازم را برای آنان تهیه نکند.
سعدی هم در این موضوع از تجربه اش می نویسدکه چه بسا برای ما وجوانان ما این تجربه شیخ سعدی سودمند باشد: ((فقیرزاده اى بر اثر مرگ دو عمویش ، داراى ارث کلان و ثروت بسیار گردید، او با آن ثروت (باد آورده ) به فسق و انحراف و آلودگى پرداخت و با اسراف و ریخت و پاش زیاد، آن ثروت کلان را در راههاى گمراهى ، مصرف مى کرد، به هر گناهى دست مى زد و هر شرابى را مى آشامید.از روى نصیحت و خیر خواهى به او گفتم : ((اى فرزند! در آمد، همچون آب جارى است ، و زندگى همانند آسیابى است که به وسیله آن آب در گردش است . به عبارت دیگر، خرج کردن بسیار از کسى پذیرفته و شایسته است که موجب کاهش و نابودى درآمد نگردد( آب که کم شد یا از بین رفت ، سنگ از گردش مى افتد.)…چو دخلت نیست ، خرج آهسته تر کن//که مى گویند ملاحان سرودى…اگر باران به کوهستان نبارد//به سالى دجله گردد، خشک رودى…موازین عقل و ادب را رعایت کن و از امور بیهوده و باطل و گمراهگر بپرهیز، زیرا وقتى که ثروتت تمام شود، به رنج و دشوارى مى افتى و پشیمان خواهى شد.آن پسر که غرق در عیش و نوش و غافل از سرانجام کار بود، نصیحت مرا نپذیرفت و به من اعتراض کرد و گفت : ((آسایش زندگى حاضر را نباید به خاطر رنج آینده به هم زد، اگر کسى چنین کند برخلاف شیوه خردمندان رفتار کرده است . )) (این نقد بگیر و دست از آن نسیه بدار.)…خداوندان کام و نیکبختى //چرا سختى خورند از بیم سختى ؟…برو شادى کن اى یار دل افروز//غم فردا نشاید خورد امروز…براى چه غم فردا را بخورم ، بلکه براى من آن شایسته است ؟ در صدر مجلس مردانگى باشم ، و پیمان جوانمردى ببندم ، مردم یاد نیک نعمت بخشى مرا زبان به زبان بگویند…هر که علم شد به سخا و کرم//بند نشاید که نهد بر درم…نام نکویى چو برون شد بکوى//در نتوانى ببندى بروى…دیدم نصیحت مرا نمى پذیرد، و دم گرم در آهن سرد او بى اثر است ، همنشینى با او را ترک کردم و دیگر نصیحتش نکردم و به گفتار حکیمان فرزانه دل بستم که گفته اند:بلغ ما علیک ، فان لم یقبلوا ما علیک آنچه بر عهده تو است برسان ، اگر از تو نپذیرفتند، بر، تو خرده گیرى نیست …گر چه دانى که نشنوند بگوى//هرچه دانى ز نیک و پند…زود باشد که خیره سر بینى//به دو پاى اوفتاده اندر بند…دست بر دست مى زند که دریغ//نشنیدم حدیث دانشمند…مدتى از این ماجرا گذشت ، همان گونه که من پیش بینى مى کردم ، همانطور شد، آن فقیرزاده تازه به دوران رسیده ، بر اثر عیاشى و اسراف ، آنچه را داشت ، نابود کرد، کارش به جایى رسید که دیدم لباس پروصله و پاره پاره پوشیده ، لقمه لقمه به دنبال غذاست ، تا آن را براى شبش بیندوزد، با دیدن آن وضع نکبت بارش ، خاطرم دگرگون شد، ولى دیدم از مردانگى دور است که اکنون نزدش بروم و با سرزنش کردن ، نمک بر زخمش بپاشم ، پیش خود گفتم :حریف سُفله اندر پاى مستى//نیندیشد ز روز تنگدستى…درخت اندر بهاران برفشاند//زمستان لاجرم ، بى برگ ماند

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.