آخرین اخبار

کانال تلگرام

telegram2
خانه / اخبار ویژه / خطبه نماز جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶ مسجد اهل سنت صادقیه تهران

خطبه نماز جمعه ۳۰ تیر ۱۳۹۶ مسجد اهل سنت صادقیه تهران

ارسال شده توسط احمد از خراسان

مسجد اهل سنت صادقیه تهران

موضوع خطبه: شناخت سه صفت نفس انسان
خطیب جمعه اهل‌سنت صادقیه تهران:استاد عزیز بابایی

مقدمتا عرض کنم که بخشی از دیدگاه و جهان بینی اسلامی ما را شناخت تشکیل می دهد: شناخت خدا ،شناخت انسان و شناخت جهانهای سگانه دنیا ، برزخ و عالم آخرت . الله متعال در قرآن تا آن اندازه ای از شناخت را که در راستای هدایت ما نیاز است در اختیار ما گذاشته است.مثلا خدا در قرآن نفس انسان را به سه صفت وصف کرده است: مطمئنه، لوامه و اماره. در این خطبه به شناخت سه صفت یا سه حالت نفس می پردازیم .تا بدانیم که کدام صفت نفس بر ما غالب است مثلا بخواهیم بدانیم کی نفس مطمئنه بر ما غالب است؟ در پاسخ باید گفت : وقتی نفس مطمئنه برماغالب است که نفس ما در نتیجه ی طاعت و ذکر خدا و پیروی از اوامرش آرامش می یابد و به او توکل می کند و مشتاق دیدارش می شود، به جوار او انس می گیرد، به محبت و عبودیت و ایمان به دیدارش اطمینان خاطر پیدا می کند و نیز از تصدیق حقیقت نامها و صفتهایش مطمئن می شود.با اطمینان و خشنودی قبول می کند که خدا پروردگار او، اسلام دین او و محمد (صَلَّى الله عَلَیْهِ وَآلِهِ وصحبه وَسَلَّمَ) پیامبر خداست، به قضا و قدر، سرپرستی و بسندگی خدا آرامش یافته باشد، پس بدانیم که ،نفس مطمئنه بر ما غالب است، این است که هنگام وفات خطاب به چنین نفسی گفته می شود: {یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّهُ (۲۷) «ای نفس با اطمینان! ارْجِعِی إِلَى رَبِّکِ رَاضِیَهً مَرْضِیَّهً (۲۸) خشنود و پسندیده به سوی پروردگارت باز گرد فَادْخُلِی فِی عِبَادِی (۲۹) و در مسلک بندگان من وارد شو وَادْخُلِی جَنَّتِی (۳۰)} و در بهشت قدم بگذار». (فجر: ۲۷ – ۳۰) آری بزرگواران نفس مطمئنه طبق نظر ابن عباس، قتاده، حسن و مجاهد آن است که با توکل بر خدا و ایمان به اینکه خدا پروردگار اوست، دل را به دستورهای او استوار کرده و به طاعتش گردن نهاده و به دیدارش یقین یافته است، و خداوند متعال هم از چنین نفسی دفاع می کند بدیها را و نیرنگ نیرنگبازان و حسودان و دشمنان را از او دور می کند، زیرا او اطمینان یافته و مطمئن گشته که او تنها پروردگار، اله، معبود، پادشاه و مالک نفس است، و به نزد او باز می گردد و حتی در یک چشم به هم زدن از او بی نیاز نیست.چه که نیاز مبرم انسان به پروردگار بالاتر و شدیدتر از هر ضرورتی است، حتی بیشتر از غذا، نوشیدنی و نفس کشیدن!
اما کی بدانیم که نعوذبالله ،نفس اماره بر ما غالب است: هرگاه دیدیم نفس مان، ما را به پیروی از شهوتها ، حرامها ومعصیت از خداوند وا می دارد و ما را به رفتار و کردارهای زشت و ناپسند می کشاند.،بدانیم که نفس اماره بر ما غالب است که پناهگاه هر گونه زشتی و بدی است چه که خداوند فرمود: ((نفس اماره)) نفرمود: ((نفس آمره)).یعنی به صیغه ی مبالغه آورده که بلیغ تر و کاملتر است، زیرا بسیار به بدی و زشتی امر می کند، مگر اینکه خدا رحم کند و آن را پاکیزه گرداند تا صاحبش را به احسان و نیکی سفارش کند. که در این صورت چیز دیگری خواهد شد.همانطوری که الله متعال در سوره یوسف آیه ۵۳می فرماید : (وَمَا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ النَّفْسَ لأَمَّارَهٌ بِالسُّوءِ إِلاَّ مَا رَحِمَ رَبِّیَ إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَّحِیمٌ)من نفس خود را تبرئه نمی کنم ( و خویشتن را بیگناه نمی دانم ) چرا که نفس ( اماره طبیعهً به شهوات می گراید و زشتیها را تزیین می نماید و مردمان را ) به بدیها و نابکاریها می خواند ، مگر نفس کسی که پروردگارم بدو رحم نماید ( و او را در کَنَف حمایت خود مصون و محفوظ فرماید ) . بی گمان پروردگارم دارای مغفرت و مرحمت فراوانی است .شیخ سعدی می نویسد: به هر دشمنى نیکى کنى ، ممکن است دوست تو گردد، مگر نفس اماره که هر چه او را بیشتر مدارا کنى ، مخالفتش زیاد مى شود. بنابراین دشمنترین دشمنان خواهد بود.//مراد هرکه برآرى مرید امر تو گشت//خلاف نفس ، که فرمان دهد چو یافت مراد//همچنین می فرماید: کند مرد را نفس اماره خوار … اگر هوشمندی عزیزش مدار… اگر هرچه باشد مرادت خوری … ز دوران بسی نامرادی بری//بعد در مناجات به درگاه باری تعالی می نالد ومی فرماید: تو دانی که مسکین و بیچاره ایم … فرو مانده نفس اماره ایم//نمی تازد این نفس سرکش چنان … که عقلش تواند گرفتن عنان//که با نفس و شیطان برآید به زور؟ … مصاف پلنگان نیاید ز مور//
اما کی بدانیم که نفس- لوامه- بر ما غالب است؟ اگر در هر حالی خود را سرزنش کردیم، در هر کاری نه تنها در انجام کار شر حتی در انجام کار خیر نیز باز خود را مقصر دانستیم، و پشیمان شدیم و خود را سرزنش کردیم واستغفار نمودیم بدانیم که نفس لوامه بر ما غالب است.بزرگواران انسان بدکار از کنار همه چیزشر وبد می گذرد و نفس خود را سرزنش نمی کند چون نفس لوامه بر او غالب نیست ». اما کسی که نفس لوامه بر او غالب است صاحبش را به خاطرکار خیر و کار بد سرزنش می کند. حتی در روز رستاخیز نیز ممکن است او را سرزنش کند، اگر از شمار محسنین باشد چرا بیشتر احسان نکرده است؟ در حالی که مراتب بهشت در برابر اوست، اگر بدکار و خطاکار باشد، به او می گوید چرا کارهای بد کرده است، در حالی که این آتش در انتظار اوست؟ این نفس هم در دنیا و هم در آخرت صاحبش را نکوهش و سرزنش می کند!
مساله مهمی هست و آن اینکه نفس انسان گاهی اماره به بدی است، و گاهی سرزنشگر و گاهی مطمئنه. و این طور نیست که یک نفر نفسش همیشه مطمئنه باشد یا اماره. هر لحظه به حالی است، گاهی مطمئنه است، گاهی اماره و زمانی لوامه! در یک روز و حتی در یک ساعت چند بار از این حالت به آن حالت عوض می شود، در حالتهای مختلف هر کدام از نفسها غالب باشد، آن حاکم است.
مردم در هر سه حالت مختلفند، انسان مسلمان در حالت عادی می تواند نفسش مطمئنه باشد، مثل مواقعی که عبادت می کند، مانند نماز ، در حال احرام، در سفر حج عمره یا تمتع، و گاهی می تواند اماره باشد مثل حالتهای گناه، مناظر وسوسه انگیز، و گاهی لوامه است و صاحبش را به خاطر احسان و نیکی و یا به خاطر شر و بدی سرزنش می کند.

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.